۱
من شب بودم تو آفتابم دادی
صحرا بودم تو مشق آبم دادی
یک غنچه که نه! -نهایت دلتنگی-
با تو گل دادم و گلابم دادی


۲
باید بشوم... پرنده باید بشوم
حیف است که این بار مردد بشوم
من آخر خط بندبازی پیرم
این مرتبه باید از خودم رد بشوم


۳
تاک چه کسی شراب من را دیده؟
آغوش که التهاب من را دیده؟
من جلوه‌ی آن ستاره‌ی سرخم که
یک بار فروغ خواب من را دیده

 

منبع: سایت فرهنگی-ادبی بلوط اینجا

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اسفند ۱۳۹۳  توسط محمد مرادی نصاری  | 


سلام و ارادت دوستان. به لطف خدا کتاب "نیشان دڵ‌ڕیشان" مجموعه اشعار کُردی مهدی احمدی‌خواه با ترجمه فارسی من و همینطور کتاب "ئێ شێعره‌یله ئازاد نین" مجموعه‌ای از شعرهای کلاسیک (رباعیات) خودم توسط انتشارات زانا هر کدام در شمارگان 1000 جلد منتشر شد.

 لینک این خبر در سایت بلوط 1 سایت بلوط 2 مجله تاقوەسان سایت قلم خبرگزاری کردپرس 1 خبرگزاری کردپرس 2

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۳  توسط محمد مرادی نصاری  | 


شیرجه در عشق

نگاهی به مجموعه "شیرجه در اعماق گریه" اثر وحید لنجاب‌پور
محمد مرادی نصاری


ترانه، بدون تردید یکی از پرمخاطب‌ترین گونه‌های ادبی در سالهای اخیر بوده است. گونه‌ای که اکنون دیگر منطق، فرم و حتی نقد مختص به خود را تجربه می‌کند. هرچند این اقبال گسترده، گاه موجب سرسری گرفتن و عدم درک صحیح روح شعری نیز شده است و به این تفکر غلط دامن زده که تنها با شکستن کلمات و بیان دم‌دستی مسائل می‌توان ترانه نوشت. بعبارتی این سادگی و نزدیکی به زبان گفتار چون تیغی دو لب عمل نموده و بسیاری را بر آن داشته به‌ جای سهل‌ و ممتنع نویسی تنها به سهل آن اکتفا کرده‌ و ممتنع را با چند ارجاع فرامتنی بیرون بیاندازند. در این میان اما شاعران توانا و مستعد زیادی نیز هستند که با مطالعه و پشتکار و علاقه توانسته‌اند آثار در خور تاملی خلق نمایند و معرف مناسبی بر این گونه باشند. یکی از این جوانان خوش ذوق و باآتیه، "وحید لنجاب‌پور" است که توانسته آثار قابل تاملی در این حوزه خلق نماید. شعرهای وحید هرچند جزو تجربه‌های نخستین شاعر هستند، اما به نوعی نشانگر پتانسیل و استعداد وی نیز می‌باشند. استعدادی که در سایه پشتکار و مطالعه می‌تواند به چشم‌اندازهای بلند و زیباتری نیز نائل گردد. کسی که به قول خودش آنقدر به ترانه علاقه‌مند است و با آن زیسته است که "تمام این مدت ترانه نوشتم، ترانه شنیدم، ترانه خوردم، ترانه نوشیدم و حتی ترانه بالا آوردم" این غرق شدن در شعر خود نشانگر نوعی جنون و دیوانگی -نه پایین‌تر از خرد عام که دیوانگی- و "آن"ی شاعرانه است که چه بسا در وجود بسیاری از متشاعران نباشد. مجموعه "شیرجه در اعماق گریه" نام اولین کتاب لنجاب‌پور است که شامل 49 شعر است و در 80 صفحه در اواخر سال 92 توسط نشر "زانا" راهی بازار کتاب شده است...

مابقی در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۳  توسط محمد مرادی نصاری  | 

 

انتشار مجموعه‌ی رباعی‌های کردی محمد مرادی نصاری با عنوان "ئێ شێعرەیله ئازاد نین"   اینجا


به گزارش خبرگزاری کردپرس مجموعه رباعی‌های کُردی محمد مرادی نصاری با عنوان "ئێ شێعرەیله ئازاد نین" مجوز نشر را اخذ کرد و در روزهای آینده توسط انتشارات زانا، چاپ و منتشر می‌شود. مرادی نصاری که به تازگی مجموعه‌ای از شعرهای کُردی -مهدی احمدی‌خواه را تحت عنوان “نیشان دڵ‌ڕیشان” ترجمه کرده است در مصاحبه‌ی اختصاصی با خبرنگار ما درباره مجموعه رباعی "ئێ شێعرەیله ئازاد نین" گفت: این مجموعه، شامل 52 رباعی است که در 68 صفحه و در  چاپی شکیل در شمارگان هزار توسط انتشارات زانا منتشر خواهد شد. این اشعار در مدت دو سال سروده شده‌اند که بیشتر آثار این مجموعه مربوط به یکسال گذشته است.

مرادی نصاری همچنین افزود: کار ویراستاری و رسم‌الخط این مجموعه را خودم انجام داده‌ام. وی که پیش از این "نواختن ویولون با اره" مجموعه رباعی در زبان فارسی هم منتشر کرده است درباره  فضای اشعارش تصریح کرد: هرچند اشعار این مجموعه رباعی هستند و جزو شعر کلاسیک اما حس و حال و تصویرسازی آنها نو و تازه می‌باشد و سعی کرده‌ام از تجربه سرایش رباعی فارسی در آنها بهره بگیرم هرچند نوع نگرش و حال و هوایی بومی دارند.
این شاعر جوان و فعال همچنین اشاره کرد که: این اثر به نوعی اولین مجموعه مستقل رباعی کُردی در حوزه کُردی جنوبی است و به نظرم تجربه خوبی است هم برای من و هم رباعی کُردی.
"یەێ نەفەر هەمیشه زام، یەێ نەفەر هەمیشه تیخ" ترجمەی اشعار سیدعلی میرافضلی به زبان کردی، "داخێ لە دڵ شێعرێ له گیرفان" ترجمەی اشعار واهه آرمن به زبان کردی از آثار منتشر شده‌ی دیگر مرادی نصاری می‌باشد./ انتهای خبر
 
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۳  توسط محمد مرادی نصاری  | 


تاملی کوتاه بر شعری بلند

محمد مرادی نصاری

 

هنگامی که می‌خواهیم چیزی را بسنجیم، یا محاسبه کنیم، ناگزیریم از سنجشگر یا روشی درخور با آن استفاده نماییم. همین سنجشگرها و چگونگی آنها ارتباط تنگاتنگی با میزان برانگیزانندگی و فهم ما از اثر دارند. بعبارتی یک اثر را باید با توجه قاعده و اصول خود آن تجربه کرد... نمی‌توان ابعاد یک استوانه را در مختصاتی دوبُعدی بدست آورد بلکه باید سراغ سنجشگرهایی نظیر کارتزین و... رفت. اما با بی‌بُعدی چه کنیم؟ همان کاری که هنگام خواندن شعر بلند "گورگه‌کانی خانمی 1968" شعیب میرزایی می‌کنیم، یعنی غوطه زدن در تاریکی... دویدن در مِه:

ترس برای هه‌موومانه           مه‌ترسه...

هێشتا پێستی پشتم  ورووژانە  ئەکا

پێستی پشتم هیدایەتە   لە وەرامین گەڕایەوە و

نەمرد

نەمرد تا    ژنێکی   دوور 

تا ژنێ بە نینووکی دەستی چەپیەوە 

سێبەرەکەی بڕنێ...

مابقی در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم بهمن ۱۳۹۳  توسط محمد مرادی نصاری  | 


چگونه می‌شود به آن کسی که می‌رود اینسان
صبور
سنگین
سرگردان
فرمان ایست داد
چگونه می‌شود به مرد گفت که او زنده نیست، او هیچوقت
زنده نبوده‌ است...

فروغ

 

عکس: Harry Callahan

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم بهمن ۱۳۹۳  توسط محمد مرادی نصاری  | 


بومی‌گرایی در کتاب «نواختن ویولون با اَره» اثر محمد مرادی نصاری

مهدی احمدی‌خواه

 


امشب که دوباره مجموعه‌ی «نواختن ویولون با اره» را ورق می‌زنم (نگارنده پیشتر بر این مجموعه نقدی مفصل نوشته است) بعضی از رباعیات آن نگاهم را به خود مشغول کرده است که این خود منجر به تحریر این گفتار شد. وجود اشعاری که از یک ذهنیت بومی و یک اندیشه‌ بومی تراوش نموده است. تفکری که اصالتش کُردی‌ست فقط به زبان فارسی ترجمه (یا روایت) شده است.

آنسان که پرنده از خطر می‌فهمد
یا اینکه درخت از تبر می‌فهمد
در روی زمین مگر زمستان را هم
از گرگ کسی عمیق‌تر می‌فهمد؟

آری: در اندیشه دیرین زاگرس نشینان (بخصوص ایلام) هیچکس به اندازه‌ی گرگ زمستان را نمی‌فهمد چرا که بر این باورند «وه‌فر خاڵوو گورگه» (برف دایی گرگ است) یعنی یک نسبت خویشاوندی و خونی بین گرگ و برف. نسبتی که حول و حوش اقوام درجه یک به حساب می‌آید. نسبتی که وابستگی ایجاد می‌کند و این وابستگی  موجب درک عمیق طرفین می‌شود.

گاهی به سقوط برگ می‌اندیشد
یکریز به این تگرگ می‌اندیشد
بر قله‌ی مانشت پلنگی تنها
دارد همه شب به مرگ می‌اندیشد

و "مانشت"، این قله‌ی سرافراز در میان ساکنانش همیشه نماد بزرگی، استقامت و سربلندی بوده و هست. این پلنگ که چنگ بر آسمان انداخته است (چرا که هیچ چیز را بالاتر از خود تاب نمی‌آورد) او با پلنگ (این موجود مغرور) رابطه‌ی همزیستی، تشبیهی و مراعات نظیری دارد و مردمان این سرزمین آن دو را (مانشت و پلنگ) همیشه با هم دیده‌اند و امروز تاب دیدن جدایی‌شان را ندارند...


مابقی در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم دی ۱۳۹۳  توسط محمد مرادی نصاری  | 


مجموعه‌ای از رباعیات کُردی من با نام “ئێ شێعره‌یله ئازاد نین” انشالله به زودی منتشر می‌شود. این کتاب شامل 52 رباعی است و در 68 صفحه توسط انتشارات "زانا" منتشر خواهد شد و هم‌اکنون مراحل پایانی اخذ مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را می‌گذراند.

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۳  توسط محمد مرادی نصاری  | 


گفتگو با خبرگزاری بین المللی کُردپرس به بهانه ترجمه کتاب “نیشان دڵ‌ڕیشان" در اینجا

مخاطبین اشعار کُردی بخاطر شکل گیری هنر ترجمه زیادتر شده اند        
 

خبرگزاری کردپرس_سرویس فرهنگ و هنر: محمد مرادی نصاری، شاعر و مترجم ایلامی است  که در سالهای اخیر برگزیده شدن در اولین کنگره رباعی و رباعی‌سرایان فارسی "روز ملی خیام" در سال 91، برگزیده‌ی بخش ویژه "شعر و ادبیات کُردی" در یازدهمین جشنواره‌ی سوره در سال 92، شاعر برگزیده جایزه‌ی ادبی کردستان و انتخاب به عنوان جوان سال استان ایلام در سال 91، شاعر برگزیده در جشنواره‌ی منطقه‌ای شعر کودک کُردی در سال 92 و چندین جشنواره‌ی منطقه‌ای و ملی دیگر را در کارنامه خود دارد.
نواختن ویولون با اره" (مجموعه رباعی فارسی) ، "یه‌ی نه‌فه‌ر هه‌میشه زام، یه‌ی نه‌فه‌ر هه‌میشه تیخ" (ترجمه‌ی اشعار سیدعلی میرافضلی به زبان کردی) ، "داخێ له دڵ، شێعرێ له گیرفان" (ترجمه اشعار واهه آرمن به زبان کردی) از آثار منتشر شده‌ی ایشان می باشد.
اخیرا مجموعه‌ای از شعرهای کُردی -مهدی احمدی‌خواه، توسط محمد مرادی‌نصاری- تحت عنوان “نیشان دڵ‌ڕیشان” ترجمه شده است. این کتاب شامل شعرهای کلاسیک و آزاد مهدی احمدی‌خواه است و به صورت دو زبانه در 80 صفحه توسط انتشارات “زانا” در دست انتشار است. گفتگویی به بهانه‌ی این ترجمه با ایشان صورت گرفته که در ادامه می‌خوانید.

درباره‌ی نوع ترجمه‌ای که بر روی این آثار صورت گرفته و چگونگی آن اگر امکان دارد توضیح بفرمایید؟
به قول منتقد فرمالیسم رومن یاکوبسن: "شعر بنابر تعریف خود ترجمه ناپذیر است" بعبارت دیگر موانعی زبان‌شناسیک وجود دارد که اجازه‌ی ترجمه‌ی شعر را (به معنای مطلق‌اش) از ما می‌گیرد. مثلا ممکن است کلمه یا اصطلاحی در یک زبان چندین مفهوم کنایه‌ای یا ایهامی داشته باشد ولی در صورت ترجمه، در زبان دوم این خاصیت چند وجهی خود را از دست بدهد. مثلا کلمه‌ی "چه‌م" که در کُردی فه‌یلی به دومعنای "چشمه" و "چشم" است ولی برگردان فارسی آن این دو معنی را متبادر نمی‌کند... شعر به لحاظ زبان شناسیک قابل ترجمه نیست اما به قول بابک احمدی قابل جایگردانی است... فارغ از این، در کتابهایی که به دو صورت دو زبانه منتشر می‌شوند و مخاطب شعر اصلی را هم می‌تواند بخواند، کار مترجم بسی سخت تر هم می‌شود... در این آثار سعی کرده‌ام هم به متن اصلی وفادار باشم که مخاطب تصور نکند متن ترجمه نسبتی با شعرها ندارند و هم سعی کرده‌ام خیلی مقید به متن نباشم مثلا در بعضی جاها آزادانه‌تر ترجمه کرده‌ام بعبارتی لغت به لغت یا... نبوده است... شاخص اصلی بنده برای ترجمه‌ی این اثر حفظ شاعرانگی اثر بوده است که مخاطب فارس زبان هم بتواند هم از اندیشه و هم از شاعرانگی اثر لذت ببرد. و با نثری ضعیف روبرو نباشد.

شعرها را در چه قالبی ترجمه کرده‌اید؟ بیشتر تاکید سوال من بر روی قالب ترجمه‌ای شعرهای کلاسیک این مجموعه است؟
شعرهای آزاد که به صورت آزاد ترجمه شده‌اند و چون تراکم شعرهای آزاد بیشتر بود در این مجموعه من شعرهای کلاسیک را هم به صورت آزاد ترجمه کرده‌ام. معمولا هم به همین نحو است که حتی شعرهای مولانا که به چند زبان زنده‌ی دنیا ترجمه شده است در بسیاری موارد به صورت آزاد ترجمه شده‌اند.
 
نیازی هست که مجموعه های کردی ما دو زبانه چاپ بشوند؟به قولی بهتر نیست که در استانی که اکثریت کرد زبان هستند و نیازی به ترجمه نیست کتاب در قالب یک زبانه چاپ بشود؟
 
نزدیکترین زبان به زبان کردی، زبان فارسی است. این نزدیکی آنگونه است که بسیاری از اساتید ادبیات یا برخی زبانشناسان می‌گویند اگر زمانی زبان فارسی از بین برود می‌توان این زبان را به وسیله‌ی زبان کردی بازسازی کرد. با توجه به این نکته و اینکه ترجمه یک پل بین ملت‌ها و زبان‌هاست امر ترجمه کار پسندیده‌ای است. ترجمه باعث می‌شود شعرهای کردی مخاطبان بیشتری پیدا کنند. باعث ایجاد فضاهای جدید و آشنایی ما با ظرافت های زبانی هم در زبان مبدا و هم مقصد می‌شود آنهم در ترجمه‌ی مابین زبان کردی و فارسی که هر دو از زبان‌های ایرانی و کهن و با اصالت هستند. در پاسخ به سوال شما باید بگویم که بله با نظر شما موافقم و بهتر است که کتاب یک زبانه باشد و اگر قرار است ترجمه شود، متن ترجمه در یک کتاب مجزای دیگر باشد. چون هم مستقل‌تر است و هم دست مترجم باز تر و... ترجمه مسئولیت دارد و کنار هم قرار گرفتن زبان مبدا و زبان ترجمه این مسئولیت را دو چندان می‌کند. مثلا بنده خود در کتاب جدیدم که مجموعه‌ای از رباعیات کُردی است و به زودی چاپ می‌شود تک زبانه است و برای خوانش راحتتر واژه‌نامه‌ای به آن افزوده‌ام.... اما شاید یکی از دلایل مهم این اتفاق که برخی کتابهای کردی دوزبانه چاپ می‌شوند نه در دو کتاب مجزا، محدودیت‌های مالی و... باشد.

مابقی در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۳  توسط محمد مرادی نصاری  | 


مجموعه‌ای از شعرهای کُردی شاعر توانای دیارم -مهدی احمدی‌خواه- را تحت عنوان “نیشان دڵ‌ڕیشان” به زبان فارسی ترجمه کرده‌ام که انشاالله به زودی منتشر می‌شود. این کتاب شامل شعرهایی کلاسیک و آزاد است و به صورت دو زبانه در 80 صفحه توسط انتشارات “زانا” منتشر خواهد شد. هم اکنون مراحل پایانی اخذ مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را می‌گذراند.

 این خبر در خبرگزاری کُردپرس اینجا

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۳  توسط محمد مرادی نصاری  | 


تایبه‌تمه‌ندی[1]


(اشاره: ماریو بندتی (1920-2009) شاعر، نویسنده و روزنامه‌نگار سرشناس اروگوئه‌ای است. از او به عنوان یکی از مهم‌ترین نویسندگان قرن بیستم ادبیات آمریکای لاتین نام برده می‌شود.)


“میلتون ئستومبا” له مناڵیا نیشانه‌یل هووش و زانایی خوه‌ێ ده‌رخست. له هه‌فت ساڵان “سونات 3 ” و “ئوپوس 5″ برامس[2] وه خاسی دژه‌نی. یانزه ساڵان ک بۊ. کونسرته‌یله‌گه‌ێ له بێشتر شاره‌یل ئورووپا و ئمریکا ستایش و ئافه‌رم تەمام رەخنەگرەیل و هووگره‌یل هونه‌ر و مووسیقا له شوون خوه‌ێ داشت.

سه‌ره‌ڕای[3] ئیانه، له سه‌ره‌تای بیس ساڵان، نیشانه‌یل گۊه‌ڕیان فره دیاریێ له پیانیست جوان ئاشکرا بۊ. وه شێوه‌یل فره نه‌پووڕ و عه‌جیبێ، ژسته‌یل تایبه‌تیێ دگرت. گریه خسته ناو برۊه، چه‌وه‌یل خوه‌ێ وشاو دکرد. ده‌م‌وچه‌و خوه‌ێ چه‌فت ئه‌و دکرد و تیتاڵی و ده‌مه‌لاسکی[4] فره‌ێ له خوه‌ێ نیشان دا.

تمام ئێ کاره‌یله وه تایبه‌تمه‌ندی خوه‌ێ دزانس. که‌م که‌م ئستومبا له ئێ تایبه‌تمه‌ند‌یه‌یله شاڕه‌زا بۊ. وه‌رد هه‌ر “قطعه”ێ ک دژه‌نی تیاتڵی یان تایبه‌تمه‌ندی جیای نیشان دا. وه‌رجه هه‌ر کونسرت، له ناو جامه‌ک “ره‌ختکه‌ن” دوسا و مه‌شق (ته‌مرین) دکرد. ئه‌مان تماشاوانه‌یل شێویاگ و گیرووده‌ێ ئێ تیتاڵیه‌یله، ئێ ده‌مه‌لاسکی و تیتاڵیه “فی‌البداهه” زانستن و وه حه‌ره‌که‌ته‌یل ناخوداگای هونه‌رمه‌ند له لێ ناو دبردن و وه چه‌پڵه‌ڕێزان و به‌هـ به‌هـ و ئافه‌رم وه‌تن، جه‌واو ئێ حه‌ره‌که‌ته‌یله دان.

یه‌کمین نیشانه‌یل قاتی پاتی بۊن له رسیتال[5] رووژ شه‌مه‌ خوه‌ێ نیشان دا. تماشاوانه‌یل فامستن که ئتفاقێ وه‌خته بکه‌فێگ و راشکاوی[6] تایبه‌تیێگ وه چه‌پڵه‌ڕێزان و ده‌س خوه‌شیه‌یلیان رێ په‌یدا دکرد. راستیه‌گه‌ێ ماجرا ئه‌وه بۊ که ئستومبا “لا کاتدرال” -ئنگلوتی- دژه‌نی، ئه‌مان تیتاڵی و تایبه‌تمه‌ندی مارش تورکی نیشان دا.

ئێ که‌له‌مه، شه‌ش مانگ خسته‌ێ بان جی، دوکتوره‌یل ناخوه‌شی ئه‌ۊ قاتی پاتی بۊن (اختلال) شه‌دید هووش و هواس دیاری کردن.
چووڵی و ناخوه‌شیێ ک باس له لێ کریا بایس بۊ ک تەمام “قطعات” له ناو زهنێ بشێویەنە یه‌کا. له ماوه‌ی 24 ساعه‌ت تەمام پێشه‌کیه‌یل[7] و نوته‌یل و سوناته‌یلێ ک له هۊرێ بۊ گشتێ له یاد ئه‌و برد و په‌ڕین.

خاڵ عه‌جیب و سه‌یر ئه‌وه بۊ ک هۊچ‌کام له ژسته‌یلێ ک خوه‌ێ وه “تایبه‌تمه‌ندی” له لێان ناو دبرد له هۊرێ نه‌چۊن. له‌وه‌ولا نه‌تۊه‌نس رسیتال وه رێ بخه‌ێ. ئه‌مان ره‌گ و ریشگێ له کاره‌گه باقی مه‌ن.

هێمان هه‌م به‌شێ له هاوڕێان نزیک و وه‌فادارێ رووژه‌یل شه‌مه‌ له ماڵ ئه‌ۊ کووه‌و بوون تا تماشاوان رسیتال بێده‌نگ “تایبه‌تمه‌ندی”ـه‌یله‌گه‌ێ بوون. تمام دووسه‌یلێ هاونه‌زه‌ر و هاودڵ، ره‌نگین‌ترین تایبه‌تمه‌ندی ئه‌ۊ له شاکاره‌گه‌ێ، “شوور” دزانن.

نۊسه‌ر: ماریو بندتی
و: محه‌مه‌د مورادی نساری

 


[1] ویژگی
[2] یوهانس برامس موسیقی‌دان بزرگ آلمانی
[3] علاوه بر
[4] ادا و اطوار
[5] اجرایی آوازی و یا بدون کلام توسط یک نوازنده
[6] بداهت
[7] مقدمەها

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۳  توسط محمد مرادی نصاری  | 


"روزای اول در مورد تنهایی حرف می‌زد. می‌گفت :«می‌تونی باهاش دوست بشی و به اهدافت برسی» درست مثل خودش...ولی برعکس، تصور من از تنهایی مثل یه آسمون خراش بلند و خسته بود که هر شب کابوس بغل کردن یه هواپیما رو ببینه. کاش همه‌ی اینا یه کابوس، یه خواب، یه توهم بیشتر نبود. اصلن اون چه می‌دونه تنهایی یعنی چی؟ کسی که ندونه روح به چی میگن، می‌فهمه تنهایی چیه؟ شاید اصلن توی جایی که اون زندگی می‌کنه تنهایی یه جور وسیله‌ی کمک آموزشیه یا شایدم به شریک زندگی میگن «تنهایی» که میشه باهاش به اهدافت برسی..."

پاییز چنارها ترک می‌خوردند...


 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۳  توسط محمد مرادی نصاری  | 


  جیغی شده‌ام به قدر یک زایشگاه

افتاده تنم گوشه‌ی آسایشگاه

من عاشق زن‌های زیادی بودم

چون آینه‌ی کهنه‌ی آرایشگاه

محمد مرادی نصاری

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم آذر ۱۳۹۳  توسط محمد مرادی نصاری  | 


موجی هستم از مویی‌ بلوند برخاسته‌، کشتی کشتی پا روی دلم گذاشته‌‌ام تا رسیده‌‌‌ام به سردر طلایی آسایشگاه "دریا"... به ملوان‌های بی‌بندوباری که مروارید ‌خورده از ماتحت‌شان صدف می‌ریخت [و امیر دلفین‌ها که فین می‌کرد روی تنهایی کبیرش] ... موجی هستم بی‌اقبال که آسودگی‌ام را آب برده است به پاکستان به سیل بی‌آب و رویی که مزارع برنج را تریاکی کند و بوی خشخاش و خون را از محاسن بی‌حُسن ملاعمر بردارد... موجی هستم از مویی بلوند برخاسته‌ با نقشه‌ی گنجی بر پوست حک شده... موجی که موج است و با اشاره انگشت تو بر می‌دارد خودش را می‌برد به حمام که امیر دلفین‌ها را کتک بزند که تنهایی جای هر کاری نیست... موجی هستم تنها، که در خودش دست و پا می‌زند دنبال مویی که آرام بگیرد... ترجیحا بلوند...

ساعت یازده و بیست و یک دقیقه و پنجاه و نه ثانیه

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۳  توسط محمد مرادی نصاری  | 


کۆمه‌ڵه‌ شیعرێک له "واهه‌ ئارمن" (شاعری به‌ناوبانگی ئێرانی- ئه‌رمه‌نی) له ژێر ناوی "داخێ له دڵ، شێعرێ له گیرفان» له وه‌رگێڕانی مندا به کوردی خواروو بڵاو کرایه‌وه. دۆستانی به‌ڕێز ده‌توانن ئه‌م به‌رهه‌مه له ناونیشانی خواره‌وه دابگرن.

 

مجموعه‌ای از شعرهای "واهه آرمن" شاعر معاصر با عنوان «داغی در دل، شعری در جیب» با ترجمه کُردی من منتشر شد.
دوستان عزیز می‌توانند نسخه "PDF" این مجموعه را از لینک زیر دانلود نمایند.

اینجا


 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۳  توسط محمد مرادی نصاری  | 


«شاهنامه‌ی کُردی بخشی از میراث فرهنگی و ادبی جهان است»
گفتگوی -محمد مرادی نصای- با -دکتر بهروز چمن‌آرا- درباره شاهنامه کُردی
برگردان از کُردی: آیت نامداری

اشاره: دکتر بهروز چمن‌آرا، فارغ التحصیل دانشگاه آگوست گوتینگن آلمان در رشته مطالعات ایران باستان و کُردشناسی می‌باشند، شایان ذکر است که رساله دکترای ایشان به شاهنامنه‌ی کُردی اختصاص دارد و از پژوهشگران برجسته این حوزه‌اند.


س: سلام و سپاس برای قبول این گفتگو. به عنوان اولین سوال آیا ما می‌توانیم یک شناسنامه و هویت مستقل برای شاهنامه‌ی کُردی قائل باشیم و بگوییم صرفاً رابطه‌ای بینامتنی با شاهنامه‌ی فردوسی دارد؟ یا نه هویت مستقلی ندارد و تنها ترجمه‌ای از شاهنامه‌ی فردوسی است که صرفاً کم و زیاد شده است؟

ج: اگر بخواهیم برآوردی میان متن شاهنامه‌ی کُردی و شاهنامه‌ی فردوسی داشته باشیم، باید ابتدا به منابع نگاهی بیاندازیم و ببینیم در بحث منابع شاهنامه‌ی کُردی آیا پیوندی با شاهنامه‌ی فردوسی می‌توانیم ببینم یا احتمالاً با شاهنامه یا منابعی که قبل از خود فردوسی بوده‌اند. همینطور ما وقتی که دنبال این هستیم که ارتباط یک متن که تازه شناخته شده است را با متنی که می‌شناسیم پیدا کنیم، باید اصالت متن منبع را هم –برای نمونه شاهنامه‌ی فردوسی– یکبار از نظر بگذرانیم و چک کنیم و ببینیم که آیا شاهنامه‌ی فردوسی خود منبع و سرچشمه‌ای است که مابقی روایت‌های ایرانی از آن گرفته شده‌اند، یا نه شاهنامه‌ ی فردوسی خود یکی از تولیدات و روایات حماسی و پهلوانی ایران است؟! شاهنامه‌ی فردوسی اولاً خود تولید یک پروسه‌ی دور و دراز است، تلاش و کوشش انسانهای متفاوت زیادی در عصر سامانیان. قبل از فردوسی هم ما شاهد اینگونه تلاش‌ها و کوشش‌هایی بوده‌ایم. دست کم قبل از فردوسی 6 یا 7 شاهنامه با این عنوان شروع شده‌اند، چه به نظم و چه به نثر که به هرحال بخشی از آنها موفق شده و بخشی از آنها هم ناموفق بوده و از بخشی هم تنها نامی به دست ما رسیده است. در واقع این چیزی که ما از آن به عنوان ژانر شاهنامه‌نویسی نام می‌بریم، قبل از فردوسی هم وجود داشته است و روایات گوناگونی هستند. شاهنامه‌ی کوردی هم صرفاً بخشی از روایات آن شبیه به شاهنامه‌ی فردوسی است. اما لزوماً شبیه بودن به شاهنامه‌ی فردوسی یا متفاوت بودن با شاهنامه‌ی فردوسی معنادار نیست که بگوییم متن ما اصیل است یا نه. در واقع معیار ما شاهنامه‌ی فردوسی نیست. معیار ما مجموعه‌ی گوناگونی از روایت‌های حماسی و پهلوانی ایرانی است که خیلی قبل از فردوسی شروع شده‌اند و بعد از فردوسی هم ادامه داشته‌اند. منظور من آن است که اگر قرار است بگوییم شاهنامه‌ی کُردی اصالت دارد یا نه باید تماشا کنیم که با بقیه‌ی روایات تا چه اندازه دوری و نزدیکی دارد. با پروسه‌ی تولید، با مدل تولید، با باورمندی‌های قدیمی عصر خود و... در واقع شاهنامه‌ی کوردی و شاهنامه‌ی فردوسی هر دو حاصل و نتیجه‌ی پروسه‌های تولید متفاوتی هستند، با این دیدگاه که شاهنامه‌ی فردوسی از روایتی حکومتی می‌آید و شاهنامه‌ی کوردی از روایتی حکومتی نمی‌آید. بنده در تحقیقات خودم به این نتیجه رسیدم که شاهنامه‌ی کُردی روایتی اصیل و روایتی مستقل بوده و هست. روایت حماسی و پهلوانی ایرانی است که در منطقه زاگرس مانده است و من به آن می‌گویم روایت غربی حماسی و پهلوانی ایران.

مابقی در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۳  توسط محمد مرادی نصاری  | 


ژماره‌ی 227ی حه‌وته‌نامه‌ی "سوبح ئیلام" بڵاو کرایه‌وه. له‌ ئه‌م ژماره‌دا به‌شی دووه‌می وتووێژی من له‌گه‌ڵ به‌ڕێز "د. بهرووز چه‌مه‌نئارا" له سه‌ر شانامه‌کوردیه‌کاندا چاپ بۆ‌ته‌وه. وه‌رگێڕانی هه‌ر دو به‌شی ئه‌م دیمانه له چه‌ند رۆژی داهاتوودا به زمانی فارسیش بڵاو ده‌بێته‌وه. (ئه‌م وتووێژه له سه‌ره‌تای مانگی خه‌رماناندا جێ‌به‌جێ بووه)   

اشاره: بخش دوم گفتگوی من با "دکتر بهروز چمن‌آرا" در رابطه با شاهنامه‌ی کوردی منتشر شد. به زودی ترجمه هر دو بخش آن به زبان فارسی نیز منتشر می‌شود.

به‌ش دووه‌م:

س: پێشتر له یه‌ێ دیمانه‌ێ تره‌ک جنابد باس له تایبه‌تمه‌ندیه‌یل(ویژگی‌ها) و جیاوازیه‌یل(تفاوت‌ها) شانامه‌ێ فرده‌وسی ئه‌ول شانامه‌ێ کوردیا کردۊد. ک ئه‌ڕا نموونه تۊه‌نیمن وه زوان، وه‌زن، وه هه‌ر له‌ێوا وه بیر و باوه‌ڕ و "ذهنیت" ئێ دو شانامه ئاماژه بکه‌یمن. ئه‌گه‌ر بوود جنابت له سه‌ر خاڵ سێم زێاتر باس بکه‌ێد و ئیه‌گ چ جیاوازیێگ له ناوه‌ن ئێ دو "جهان‌بینی" و فکر و بیره هه‌س؟

 

ج: وه‌ختێ تماشای ناوه‌ڕووک(محتوا) شانامه‌ێ کوردی ئه‌ول شانامه‌ی فرده‌وسیا که‌یمن، دۊنیمن له بار بیر و باوه‌ڕ جیاوازیه‌یل فره مانا دارێ دێرن، فرده‌وسی چۊن ره‌وایه‌ته‌گه‌ێ زێاتر روایه‌تێ ره‌سمیه، دین وه شکڵ ره‌سمی‌ترێ ناسێ. وه‌ختێ ک باس دین که‌ێد وه قه‌وڵ ئنگلیسی له ده‌نگ ره‌سمی[1] و سه‌ره‌کی دین، هه‌ر ئه‌و چشته ک ره‌سه‌ن‌ترکه‌و (اصیل تر) حکوومه‌ت قه‌بوولێ دێرێ، له‌وه قسیه که‌ێ. وه ئێ خاتره‌سه وه‌ختێ شانامه‌ێ فرده‌وسی باس "زرتشتی‌گری" که‌ێد مودڵ تایبه‌تی(ویژه) و دیاریێگ له زه‌ڕتوشتیگه‌ری له وه‌ر چه‌و گرێ... "جهان‌بینی" شانامه‌ێ فرده‌وسی، جهان‌‌بینیێگه ک ته‌ولید دنیای وه‌رجه خوه‌ێ وه شکڵ ره‌سمیه. ئه‌ڕا نموونه دونیا وه شکڵ خه‌ێر و شه‌ڕ دۊنێ. دنیا یا تیه‌ریکه یان رووشن... یا ئه‌ڕا نموونه دنیای "مانویت" کاریگه‌ری فره‌ێ له رۊ ئایینه‌یل نواتر خوه‌ێ داشتگه‌‌‌و له زه‌ڕتوشتیگه‌ری هه‌م ئیمه هه‌یه دۊنیمن. ئیمه له زه‌ڕتوشتیگه‌ری یه‌ێ دنیا دێریمن دنیای خه‌ێر و یه‌ێ دنیا دێریمن دنیای شه‌ڕ... ئه‌ڕا نموونه وه‌ختێ له بوار "زوڕوانیسم" تماشا که‌یمن دۊنیمن خودای زه‌مان (ایزد زمان) دو گله مناڵ ها له زگێ، یه‌کێ لێان رووشن و ره‌نگینه‌و یه‌کێ تیه‌ریک و به‌دقیف، یه‌کێ لێان ئه‌هوورا و یه‌کێ لێان ئه‌هریمه‌ن... مِ نیه‌خوازم ئێرنگه له ئێ بافت دوگانه‌و ساختارگرایی و ئیه‌گ چجوور زهن ئنسان ته‌ولیده‌یل دوگانه خه‌ێده‌و فره باس بکه‌م... شانامه‌ێ فرده‌وسی دۊنیمن ک هه‌یتاهه‌یت ته‌ولید دوگانه که‌ێ، دوگانه‌ێ خه‌ێر و شه‌ڕ، دوگانه‌ێ ئێران و تووران و... ئه‌مان شانامه‌ێ کوردی دوگانه‌گه‌ێ فره ها نام یه‌ک و وه‌رد یه‌ک تێکه‌ڵ(قاطی) بۊنه. تۊه‌نیمن بۊشیمن سێ‌گانه‌س، یه‌ێ دنیای رووشن دێریمن، یه‌ێ دنیای تیه‌ریک و یه‌ێ دنیای بوور(خاکستری). ک ئتفاقه‌ن بووره‌‌گه‌یش فره پڕ ره‌نگه ... ئه‌‌ڕا نموونه ئیمه له که‌مپ ئێرانه‌یل خاس، ئایه‌میه‌ل گه‌ن فره‌ێ دێریمن و له که‌مپ توورانه‌یل گه‌ن، ئایه‌مه‌یل خاس فره‌ێ دێریمن... به‌شێ له پاڵه‌وانه‌یل دێریمن ک سه‌‌ر وه هۊچ‌کام له‌ ئه‌وانه نین ئه‌مان له داستانه‌یله هه‌سان... وه شێوه‌ی گشتی تۊه‌نیمن بۊشیمن دونیای شانامه‌ێ کوردی که‌مێ رئاڵ‌تره تا دینی‌تر، ئیه یه‌ک. دووه‌م، کاراکتره‌یلێ ک له شانامه‌ێ کوردی هه‌ن ک بنه‌وای فکری قه‌دیم و "کهن" ئێرانی خاس‌تر نیشان ده‌ن... ئه‌ڕا نموونه ئه‌گه‌ر له بوار زوڕوانیسم بۊشیمن، که‌سان و نگه‌رشێ که ها له ناو ئوستووره‌ی "زوڕوان" ک تاو تۊ کردن و شی کردنێ ئه‌ول بنه‌وای فکریێگ ک له ده‌وره‌ی خوه‌ێ هه‌س مونحه‌سر بفه‌رده ئه‌مان له شانامه‌ێ فرده‌وسی دۊنیمن ک فره دیار نیه. وه‌لێ له شانامه‌ێ کوردی که‌سانێ دێریمن جوور "زه‌ڕئالی" و "زه‌ڕداد" و "زه‌ڕپووش" ک سێ نه‌فه‌رن ک نیم‌ئنسان و نیم‌دێون. ئه‌مان دێو نه وه مانای گه‌نێ ک فرده‌وسی ئستفاده که‌ێ! یانه له زه‌مان حه‌ره‌که‌ت که‌ن و دێانه‌و، بێجگه‌ یه ناوێان ها وه‌رد "زه‌ڕ" ک ئیمه زانیمن پێوه‌ندی مانادارێ ئه‌ول "زه‌مان" دێرێ وه زه‌مان ئه‌ول "سیمرغ" و سیمورق ئه‌ول زاڵ و زاڵ ئه‌ول زوڕوان ک یانه گشتێ دوجاره وه یه‌ک وه‌سڵن... ئه‌گه‌ر ئیمه هه‌ر به‌شێ له شانامه‌ێ کوردی شی بکه‌یمنه‌و پڕه له نیشانه‌یلێ ک له بوار ئوستووریه‌و نیشان‌ده‌ێ چه‌نێ ره‌سه‌نایه‌تی(اصالت) دێرێ ئێ مه‌تنه، وه چه‌نێگیش جیاوازی(تفاوت) دێرێ ئه‌ول شانامه‌ی فرده‌وسیا... ناوچه‌ێ زاگروس له سه‌رده‌مه‌یل قه‌دیم تا وه ئمڕوو پڕ له باوه‌ڕه‌یل جیاوازێگه ک وه ده‌لیل یه‌گ ک حه‌وزه‌ێ "مه‌ین ئستره‌یم" یان دین‌گرایی سه‌ره‌کی و ره‌سمی -ئه‌ڕا نموونه ئه‌گه‌ر باس له ئسلام بکه‌یمن ناوچه‌ێ مه‌دینه یان دۊاتر کووفه... یا له ئێران باس بکه‌یمن ئه‌ڕا نموونه له شار قوم نموود عه‌ینی‌ترێ دێرێ تا ئیلام-... قه‌بوولیان نه‌یاشتگه... ئه‌گه‌ر ئیمه ده‌نگه‌ سه‌ره‌کیه‌یله(صداهای اصلی) تماشا بکه‌یمن ناوچه‌ێ زاگروس ئه‌ڕا هۊچ‌کامیان قابڵ ناسین نه‌ۊه، ئه‌ڕا نمووونه له ده‌وره‌ێ ئسلامی ئه‌گه‌ر بنووڕیمن له بوار(حوزه) "تصوف" هاوکات(همزمان) ئیمه له ئێلا مه‌کته‌ب دێریمن وه ناو مه‌کتب به‌غدا و له ئه‌ولا مه‌کته‌ب خوراسان، که‌سه‌یلێ ک سه‌ر وه ئێ دو مه‌جمووعه نین، نه‌تۊه‌نسنه بفامنان، جوور هه‌لاج، جوور شاخوه‌شین، جوور بالۊل ماسی و... یانه مه‌سه‌ڵه‌ن خسنه‌سانه ناو یه‌ێ چاڵ تیه‌ریکێ ک هۊچگه نه‌زانێ چه‌ن ک وه پێان ئۊشن حولوولیه‌یل، باتنیه‌یل... له واقع سفه‌ت هاوبه‌ش(مشترک) و خاڵ هاوبه‌ش تمام که‌سانێ ک ئێجوور به‌رچه‌سبێ خوه‌ن شێوه‌ێ نگه‌رشێانه ک م وه پێ ئۊشم شێوه‌ێ نگه‌رش زاگروسی. یانه عموومه‌ن رفتاره‌یل و باوه‌ڕه‌یلیان زاگروسین. چۊن ئه‌ول ئسلام ده‌وره‌‌ێ خوه‌یان له یه‌ێ جیه‌یلێ نزیکن و له یه‌ێ جیه‌یلێ دۊرن، قابڵ باوه‌ڕ ئه‌‌ڕایان نیه... ئه‌ڕا نموونه هاوکات ک شێوه‌ێ له ته‌وحید قه‌بوول دێرن وه نه‌وعێ له حلوولیش باوه‌ڕ دێرن. یا دۊنید هێمان له ده‌وره‌یل خوه‌مان باوه‌ڕه‌یل جووارجوور و تناسوخ و... هه‌س یانه له ره‌هه‌ند دین ره‌سمی خسنه‌سانه ناو یه‌ێ چاڵ تیه‌ریک بێ‌بنێ ئه‌ڕا یه‌گ هۊچ‌که‌س له‌باره‌یان باس نه‌که‌ێ... "عملاً" به‌شێ له ئستراکچر(ساختار) و کاراکتره‌یل شانامه‌ێ کوردی ئیمه‌یش سه‌ر وه ئێ مه‌جمووعه‌نه. مه‌جمووعه‌ێ ک نیم دێون و نیم ئایه‌م، له زه‌مان حه‌ره‌که‌ت که‌ن و فه‌قه‌ت خادم رووسه‌من و... رووسه‌م له ره‌هه‌ند ره‌وایه‌ته‌یل زاگروسی هه‌ر ئه‌و ئایه‌م فرده‌وسیه نیه... تایبه‌تمه‌ندیه‌یل پاڵه‌وانیێ هه‌ر ئه‌وانه‌سه ک له شانامه‌ێ فرده‌وسی دێرێ، ئه‌مان وه ئێ جیاوازیه ک شانامه‌‌ێ فرده‌وسی یه‌ێ چه‌مک و مه‌فهوومێ دێرێ ک له لێ ئستفاده که‌ێ وه عونوان "فه‌ڕ" ک سه‌ر وه خاندان شاهیه و ته‌نیا له ڕێ خۊن وه که‌س تره‌ک ره‌سێ. ئه‌مان شانامه‌ێ کوردی مه‌فهووم فه‌ڕ نه‌ێرێ، مه‌فهووم "زات" دێرێ... زات چشتێگه جوور فه‌ڕ یه‌ێ مووهبه‌ت ئلاهیه ئه‌مان ئێ مووهبه‌ته ئه‌و جووره ک له ناوچه‌ێ زاگروس له بوار دینی دێریمن دۊنیمنه‌ێ نه‌وعێ خوداگوونگیه نه نه‌وعێ مسه‌ڵه‌ن هاز و قودره‌ت ئلاهی! وه‌ختێ تِ زات دێری، خه‌ێر و شه‌ڕ له به‌رانبه‌رت مانا نه‌ێرێ یانێ خوه‌د معیاری! خه‌ێر و شه‌ر دی مانا نه‌ێرن... له واقع تۊه‌نیمن بۊشیمن ئه‌وه یه‌ێ هاز ئلاهیه، ئیه خود ئولووهیه‌ته (الوهیت)... ئه‌ڕا نموونه رووسه‌م دێرێ یان سوهراب... که‌سان فره‌ێ نه‌ێرن ئه‌مان جاڵب ها ئه‌وره ک له شانامه‌ێ فرده‌وسی ته‌نیا پادشایل دێرنێ ئه‌مان له شانامه‌ێ کوردی پاڵه‌وانه‌یل دێرنه‌ێ. ئتفاقه‌ن پێوه‌ندی مانادارێ له ناوه‌ن خودا و پادشا و پاڵه‌وان وه "واسطه"ی زات هه‌سه ک یانه وه یه‌ک پێوه‌ند ده‌ێ.

مابقی مصاحبه در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۳  توسط محمد مرادی نصاری  | 

 

"شانامه‌ێ کوردی به‌شێ له میرات ئه‌ده‌بی و فه‌رهه‌نگی جهانه"

وتووێژ وه‌رد "دوکتور بهرووز چه‌مه‌نئارا" له سه‌ر شانامه‌ێ کوردی (به‌ش یه‌کم)
محه‌مه‌د مورادی نساری

 


اشاره: دکتر بهروز چمن‌آرا، فارغ التحصیل دانشگاه آگوست گوتینگن آلمان در رشته مطالعات ایران باستان و کُردشناسی می‌باشند، شایان ذکر است که رساله دکترای ایشان به شاهنامنه‌ی کُردی اختصاص دارد و از پژوهشگران برجسته این حوزه می‌باشند. این گفتگو در دفتر هفته‌نامه «صبح ایلام» صورت گرفته است.

 

س: سڵام و سپاس ئه‌ڕا قه‌بول ئێ دیمانه جناب چه‌مه‌نئارای عه‌زیز! وه عونوان پرسیار یه‌کم ئایا ئیمه تۊه‌نیمن یه‌ێ پێناسه‌و هوییه‌ت سه‌روه‌خوه‌ێ(مستقل) ئه‌ڕا شانامه‌ێ کوردی قائڵ بۊمن و بۊشیمن ته‌نیا رابته‌ێگ به‌ینامه‌تنی (بینامتنی) وه‌رد شانامه‌ێ فرده‌وسی دێرێد؟ یان نه هوییه‌ت موسته‌قڵێ نه‌ێرێد و ته‌نیا ئه‌ڵگه‌ردانێ له شانامه‌ێ فرده‌وسیه‌ ک که‌م و زێا بۊه؟

ج: ئه‌گه‌ر بتوایمن براوردێ بگریمن له ناوه‌ن تکس(متن) شانامه‌ێ کوردی ئه‌ول شانامه‌ی فرده‌وسیا، ئیمه ئه‌وه‌ڵ بایه‌د تماشای سه‌رچاوه‌یل بکه‌یمن و بزانیمن له باس سه‌رچاوه‌ێ شانامه‌ی کوردی ئایا ئیمه پێوه‌ندی ئه‌ول شانامه فرده‌وسی تۊه‌نیمن بۊنیمن یا گاهه‌سه ئه‌ول شانامه یان سه‌‌رچاوه‌یل و سورسه‌یلێ(منابعی) ک وه‌رجه خود فرده‌وسی بۊنه‌. هه‌ر له‌ێوا ئیمه وه‌ختی ک هایمنه فێر ئه‌وه‌گ پێوه‌ندی(ارتباط) یه‌ێ تکسێ که تازه ئه‌ودریاگه‌و دیمنه‌سه‌و ئه‌ول یه‌ێ تکسێ که ناسیمنی په‌ێدا بکه‌یمن، بایه‌د ره‌سه‌نایه‌تی(اصالت) تکس سه‌رچاوه‌یش -ئه‌ڕا نموونه شانامه‌ی فرده‌وسی- یه‌ی جار له وه‌ر چه‌و بگریمن و چک بکه‌یمن و بزانیمن ک ئایا شانامه‌ێ فرده‌وسی خو‌ه‌ێ سورس(منبع) و سه‌رچاوه‌ێگه ک ئه‌و دۊای ره‌وایه‌ته‌یل ئێرانی له رۊ ئه‌وه هاتنه، یا نه شانامه‌ێ فرده‌وسی خوه‌ێ یه‌کێ له ته‌ولیده‌یل و ره‌وایه‌ته‌یل حماسی ئێرانه؟! شانامه‌ێ فرده‌وسی ئه‌وه‌ڵه‌ن خوه‌ێ ته‌ولید یه‌ێ پروسه‌ێ دۊر و دریژه، ته‌قه‌لا و کووشش ئایه‌مه‌یل جیاواز و فره‌ێ له سه‌رده‌م سامانیه‌یل. وه‌رجه فرده‌و‌سیش ئیمه ئێ جوور ته‌ڵاش و ته‌قه‌لایلێ دێریمن، لانی‌‌که‌م وه‌رجه فرده‌وسی 6 یان 7 گله شانامه وه ئێ عونوانه شروو بۊه، چ وه نه‌زم و چ وه په‌خشان(نثر) ک وه هه‌رحاڵ به‌شێگه‌لیان سه‌رکه‌فتنه‌و و به‌شێگه‌لیانیش ناموه‌فه‌ق بۊه‌و به‌شێگه‌لیانیش ته‌نیا ناوێ له لیان وه ده‌سمان ره‌سیه. راست ئه‌وه‌سه ک ئێ چشته که ئیمه وه عونوان ژانر شانامه‌نۊسی له وه‌ر باس خه‌یمن، وه‌رجه فرده‌وسیش وجوود داشتگه‌و ره‌وایه‌ته‌یلێ جووراجوورن. شانامه‌ێ کوردییش به‌شێ له ره‌وایه‌ته‌یلێ جوور شانامه‌ێ فرده‌وسیه. ئه‌مان "لزوماً" جوور یه‌ک بۊن ئه‌ول شانامه‌ێ فرده‌وسی یان جیاواز بۊن ئه‌ول شانامه‌ێ فرده‌وسیا مانادار نییه ئه‌ڕا یه‌گ بۊشیمن تکسمان ره‌سه‌ن(اصیل) هه‌س یا نه. له واقع معیار ئیمه شانامه‌ێ فرده‌وسی نییه. معیار ئیمه مه‌جمووعه‌ێ جووراجوورێ له ره‌وایه‌ته‌یل حماسی و پاڵه‌وانی ئیرانیه ک فره وه‌رجه فرده‌وسی شروو بۊنه‌و دۊای فرده‌وسیش دریژا داشتنه. مه‌به‌ست(منظور) مِ ئه‌وه‌سه ک ئه‌گه‌ر قه‌راره بۊشیمن شانامه‌ێ کوردی ره‌سه‌نایه‌تی دێرێ یا نه، بایه‌د تماشا بکه‌یمن ک ئه‌ول ئه‌و دۊای ره‌وایه‌ته‌یلا تا چه‌نێ دۊر و نزیکی دێرێ، ئه‌ول پروسه‌ێ ته‌ولید، ئه‌ول مودڵ ته‌ولید، ئه‌ول باوه‌رمه‌ندیه‌یل قه‌دیمی سه‌رده‌مه‌یل خوه‌ێ و... له واقع شانامه‌ێ کوردی و شانامه‌ی فرده‌وسی هردوگیان حاسڵ و ده‌سکه‌فت(نتیجه) پروسه‌یل ته‌ولید جیاوازێگن، وه ئێ دیدگه ک شانامه‌ێ فرده‌وسی له ره‌وایه‌ت حکوومه‌تیگه‌و هاتگه‌، ئه‌مان شانامه‌ی کوردی له ره‌وایه‌ت حکوومه‌تیگه‌و ناتگه‌. به‌نده له ته‌حقیقات خوه‌م وه ئێ نه‌تیجه ره‌سیمه ک شانامه‌ی کوردێ ره‌وایه‌تێ ره‌سه‌ن، وه ره‌وایه‌تێ سه‌روه‌خوه‌ێ بۊه. ره‌وایه‌ت حماسی و پاڵه‌وانی ئێرانیه ک له ناوچه‌ێ زاگروس مه‌نگه‌سه‌ێ و مِ وه پێ ئۊشم ره‌وایه‌ت رووژئاوایی(غربی) حماسی و پاڵه‌وانی ئێران.

مابقی در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۳  توسط محمد مرادی نصاری  | 

 
۱
از رود پرنده ها روان تر بودی  
از هرچه ستاره بی کران تر بودی
ای مرگ بگو چه بر سرت آوردند؟ 
آن بار که دیدمت جوان تر بودی
 
۲
من بی تو نه من، که دلقکی تنهایم 
یک دنیای خالی از آدم هایم 
یک بار در این کلاه گم می گردم 
یک بار از آن کلاه در می آیم 
 
۳
بر گل تو به قدر شبنمی بوسه بریز
هرجا که شکفته شد غمی بوسه بریز
چندیست شراب نزد من کهنه شده
اینبار برای من کمی بوسه بریز
 
۴
سخت است که هر ثانیه در شک باشی 
در دنیایی بزرگ، کوچک باشی 
بعد از عمری درخت بودن حالا
جا کفشی عده ای مترسک باشی  
 
۵
آنسان که پرنده از خطر می فهمد 
یا اینکه درخت از تبر می فهمد  
در روی زمین مگر زمستان را هم 
از گرگ کسی عمیق تر می فهمد؟

مابقی در ادامه مطلب...
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مرداد ۱۳۹۳  توسط محمد مرادی نصاری 

مطالب قديمي‌تر