دوازدهمین شماره فصل نامه ادبی درگاه (بهار 94) منتشر شد!

اشاره: از این شماره بخش ادبیات کُردی نیز اضافه گردیده است که مسئولیت آن را به عهده دارم.

 

سر آغاز سخن:
اینک بهار

یادداشت:
جشن‏ نامه چهارسالگی مجله درگاه

مقالات:
تحلیل ساختاری شعری از احمد شاملو/ دکتر محمدحسین بهرامیان
بازخوانی تفکر افقی و عمودی رولان بارت/ محمد پیرحیاتی
چرا ضد کارگاه شعر؟/ سپیده جدیری

شعر:
رضا اسماعیلی، مهرداد اوستا، مانا آقایی، معصومه باغیان،  محمدعلی بهمنی، روجا چمنکار، سریا داودی‏ حموله، نینا رزندی، نجمه زارع،نگین سرحدی، حمیدرضا شکارسری، محمد شمس لنگرودی، میلاد شهبازی، مسعود صادقی بروجردی، عبدالرضا فریدزاده،  سیدضیاء قاسمی، احمد قربان‏زاده، اصلان قزللو، محمد قهرمان، مشفق کاشانی، کورش کرمپور، محمود معتقدی، علیشاه مولوی، مریم نظری

داستان:
کیف/ بنفشه حجازی
خاطره‌های ورقه شده/ مریم فرهادی
چند داستانک/ ضحی کاظمی

ترجمه:
انگلیسی/ ادوين موئر/ شاعر معاصر اسكاتلندي/ ترجمه: پوران کاوه
انگلیسی/ ويليام بليك/ ترجمه: فریبا بسطامی
عربی/ سعاد الصباح/ ترجمه: می پرنیایی فرد
ترکی/ علا‏الدین توپچو/ مترجم: طاهره میرزایی
ترکی/ متین توران/ ترجمه: طاهره میرزایی
کردی/ لطیف هلمت/ ترجمه: محمد مرادی نصاری

نقد کتاب:
یادداشتی بر رمان «سال درخت» نوشته‌ی ضحی کاظمی/ بهاره ارشدریاحی
سکانس یک، وضعیتی متفاوت در غزل کردی/ نقدی بر غزلی کوردی از مصطفی بیگی/ فریاد شیری              

کارنامه‎ی ثریا کهریزی با آثاري از:
علی الفتی، آرش الله‏ وردی، مهدی «تیرداد» آتش‏کار، ابوالفضل پاشا، رضا پورجوادی، پژمان قانون، فرهاد کریمی، سعید نصاریوسفی.                                                                            

تازه‌هاي نشر:
کودتای دو نفره، و چنین گفت راحله سلطان، لیلای بی دریغ، نیایش و طلب عاشقانه در شاهنامه و ایلیاد و اودیسه، ترانه‏ های دلواپسی، چه می‏ گویی ننه کریم، تورا من دوست دارم عاشقانه، بذار بهت شلیک کنن، تمام غزل‏ هایم برای تو، آواز بلند، جنوب با طعم لیوا، کلمات بیش از آدمی رنج می برند

صاحب امتياز: موسسه فرهنگی مطبوعاتی درگاه پژوهان لُرستان
مدير‌مسئول و سردبیر: عبدالرضا شهبازي
ويراستار: فريبا بسطامي
دبير بخش داستان: كرم‌رضا تاجمهر
دبير بخش عربي: بهروز سپيدنامه
دبير بخش انگليسي: فريبا بسطامي
دبیر بخش ترکی: طاهره میرزایی
دبیر بخش کردی: محمد مرادی نصاری
طراحي سرلوحه‌: سجاد همتي
طراحی و صفحه آرا: اكبر حيدري

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۴  توسط محمد مرادی نصاری  | 


اثبات ظرفیت قالب رباعی برای عاشقانه‌های کُردی/ فاطمه عبداللهی


خبرگزاری بین المللی کردپرس _ سرویس فرهنگ و هنر: محمد مرادی نصاری به تازگی مجموعه ای با عنوان "ئێ شێعریله ئازاد نین" را توسط انتشارات زانا به چاپ رسانده است. یادداشتی که در پی میخوانید خوانشی بر این مجموعه است:
 

نظریه‌های ادبی جدید خوانش متن را بخشی از تولید متن می‌دانند . رولان بارت میگوید: «تنها نوشتن یک اثرکار خلاقانه و آفرینش نیست، بلکه نقد آن اثر هم می‌تواند یک کارخلاقانه تلقی شود». به دیگر سخن، اثر ادبی نمی‌تواند در مرحله‌ی خلق اولیه بماند، «خلق ثانویه‌ی» آن در مرحله‌ی خوانش روی می‌دهد.
بر طبق نظر من که حاصل مطالعات، تربیت و سلیقه‌ی زیبایی شناسانه ی خود است. شعر با نظم اخلاق و افکار کاری ندارد، شعر جلوتر از هر نظمی وسیله‌ای‌ست برای رسوخ و برانگیختن که افکار و مقررات اخلاقی قادر به آن نیستند.
و رسالت هنرمند هم این است که جلوتر از مردم زمانه‌ی خود بیندیشد و احساس کند ولی از مردم زمانه خود باشد. می‌توانم از همین ابتدا موضع‌گیری خود را در مقابل این مجموعه نشان بدهم و در پایان شما با توجه به متن این یاداشت نتیجه‌گیری شخصی خود را داشته باشید.
مجموعه "ئێ شێعریله ئازاد نین" مجموعه‌ی خوبی است. شاید یک مجموعه‌ی خیلی خوب نباشد اما شعرهای متوسط این مجموعه کم هستند که می‌توان از آنها چشم پوشی کرد. این مجموعه برای تکمیل مطالعات در خصوص تحول در تاریخ شعری شاعران ایلام هم حائز اهمیت است چرا که شعرهای این مجموعه در وزن رباعی سروده شده‌اند. وزنی که منتقدان کُرد معتقد هستند که سرودن رباعی به زبان کُردی کار هر کسی نیست چرا که وزن و نحو کلام زبان کُردی به سختی در وزن رباعی جای می‌گیرد.
این مجموعه شامل 52 رباعی عاشقانه و اجتماعی است. در نگاه به یک مجموعه که هم شعرهای عاشقانه را شامل می‌شود و هم شعرهای اجتماعی میتواند سند معتبری بشود بر ادعای اینکه آیا شاعر در شعرهای اجتماعی موفق‌تر است یا عاشقانه یا هردو؟
می‌توان گفت برای ذوق شاعرانه‌ی مرادی نصاری نمی‌توان محدودیت مضمون و محتوا قائل بود چرا که در هردو زمینه‌ی عاشقانه و اجتماعی گاهی موفق و گاهی ناموفق بوده است.

مابقی در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۴  توسط محمد مرادی نصاری  | 

 

یادداشتی از استاد ظاهر سارایی اینجا

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۴  توسط محمد مرادی نصاری  | 


۱
من شب بودم تو آفتابم دادی
صحرا بودم تو مشق آبم دادی
یک غنچه که نه! -نهایت دلتنگی-
با تو گل دادم و گلابم دادی


۲
باید بشوم... پرنده باید بشوم
حیف است که این بار مردد بشوم
من آخر خط بندبازی پیرم
این مرتبه باید از خودم رد بشوم


۳
تاک چه کسی شراب من را دیده؟
آغوش که التهاب من را دیده؟
من جلوه‌ی آن ستاره‌ی سرخم که
یک بار فروغ خواب من را دیده

 

منبع: سایت فرهنگی-ادبی بلوط اینجا

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اسفند ۱۳۹۳  توسط محمد مرادی نصاری  | 


سلام و ارادت دوستان. به لطف خدا کتاب "نیشان دڵ‌ڕیشان" مجموعه اشعار کُردی مهدی احمدی‌خواه با ترجمه فارسی من و همینطور کتاب "ئێ شێعره‌یله ئازاد نین" مجموعه‌ای از شعرهای کلاسیک (رباعیات) خودم توسط انتشارات زانا هر کدام در شمارگان 1000 جلد منتشر شد.

 لینک این خبر در سایت بلوط 1 سایت بلوط 2 مجله تاقوەسان سایت قلم خبرگزاری کردپرس 1 خبرگزاری کردپرس 2

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۳  توسط محمد مرادی نصاری  | 


شیرجه در عشق

نگاهی به مجموعه "شیرجه در اعماق گریه" اثر وحید لنجاب‌پور
محمد مرادی نصاری


ترانه، بدون تردید یکی از پرمخاطب‌ترین گونه‌های ادبی در سالهای اخیر بوده است. گونه‌ای که اکنون دیگر منطق، فرم و حتی نقد مختص به خود را تجربه می‌کند. هرچند این اقبال گسترده، گاه موجب سرسری گرفتن و عدم درک صحیح روح شعری نیز شده است و به این تفکر غلط دامن زده که تنها با شکستن کلمات و بیان دم‌دستی مسائل می‌توان ترانه نوشت. بعبارتی این سادگی و نزدیکی به زبان گفتار چون تیغی دو لب عمل نموده و بسیاری را بر آن داشته به‌ جای سهل‌ و ممتنع نویسی تنها به سهل آن اکتفا کرده‌ و ممتنع را با چند ارجاع فرامتنی بیرون بیاندازند. در این میان اما شاعران توانا و مستعد زیادی نیز هستند که با مطالعه و پشتکار و علاقه توانسته‌اند آثار در خور تاملی خلق نمایند و معرف مناسبی بر این گونه باشند. یکی از این جوانان خوش ذوق و باآتیه، "وحید لنجاب‌پور" است که توانسته آثار قابل تاملی در این حوزه خلق نماید. شعرهای وحید هرچند جزو تجربه‌های نخستین شاعر هستند، اما به نوعی نشانگر پتانسیل و استعداد وی نیز می‌باشند. استعدادی که در سایه پشتکار و مطالعه می‌تواند به چشم‌اندازهای بلند و زیباتری نیز نائل گردد. کسی که به قول خودش آنقدر به ترانه علاقه‌مند است و با آن زیسته است که "تمام این مدت ترانه نوشتم، ترانه شنیدم، ترانه خوردم، ترانه نوشیدم و حتی ترانه بالا آوردم" این غرق شدن در شعر خود نشانگر نوعی جنون و دیوانگی -نه پایین‌تر از خرد عام که دیوانگی- و "آن"ی شاعرانه است که چه بسا در وجود بسیاری از متشاعران نباشد. مجموعه "شیرجه در اعماق گریه" نام اولین کتاب لنجاب‌پور است که شامل 49 شعر است و در 80 صفحه در اواخر سال 92 توسط نشر "زانا" راهی بازار کتاب شده است...

مابقی در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۳  توسط محمد مرادی نصاری  | 

 

انتشار مجموعه‌ی رباعی‌های کردی محمد مرادی نصاری با عنوان "ئێ شێعرەیله ئازاد نین"   اینجا


به گزارش خبرگزاری کردپرس مجموعه رباعی‌های کُردی محمد مرادی نصاری با عنوان "ئێ شێعرەیله ئازاد نین" مجوز نشر را اخذ کرد و در روزهای آینده توسط انتشارات زانا، چاپ و منتشر می‌شود. مرادی نصاری که به تازگی مجموعه‌ای از شعرهای کُردی -مهدی احمدی‌خواه را تحت عنوان “نیشان دڵ‌ڕیشان” ترجمه کرده است در مصاحبه‌ی اختصاصی با خبرنگار ما درباره مجموعه رباعی "ئێ شێعرەیله ئازاد نین" گفت: این مجموعه، شامل 52 رباعی است که در 68 صفحه و در  چاپی شکیل در شمارگان هزار توسط انتشارات زانا منتشر خواهد شد. این اشعار در مدت دو سال سروده شده‌اند که بیشتر آثار این مجموعه مربوط به یکسال گذشته است.

مرادی نصاری همچنین افزود: کار ویراستاری و رسم‌الخط این مجموعه را خودم انجام داده‌ام. وی که پیش از این "نواختن ویولون با اره" مجموعه رباعی در زبان فارسی هم منتشر کرده است درباره  فضای اشعارش تصریح کرد: هرچند اشعار این مجموعه رباعی هستند و جزو شعر کلاسیک اما حس و حال و تصویرسازی آنها نو و تازه می‌باشد و سعی کرده‌ام از تجربه سرایش رباعی فارسی در آنها بهره بگیرم هرچند نوع نگرش و حال و هوایی بومی دارند.
این شاعر جوان و فعال همچنین اشاره کرد که: این اثر به نوعی اولین مجموعه مستقل رباعی کُردی در حوزه کُردی جنوبی است و به نظرم تجربه خوبی است هم برای من و هم رباعی کُردی.
"یەێ نەفەر هەمیشه زام، یەێ نەفەر هەمیشه تیخ" ترجمەی اشعار سیدعلی میرافضلی به زبان کردی، "داخێ لە دڵ شێعرێ له گیرفان" ترجمەی اشعار واهه آرمن به زبان کردی از آثار منتشر شده‌ی دیگر مرادی نصاری می‌باشد./ انتهای خبر
 
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۳  توسط محمد مرادی نصاری  | 


تاملی کوتاه بر شعری بلند

محمد مرادی نصاری

 

هنگامی که می‌خواهیم چیزی را بسنجیم، یا محاسبه کنیم، ناگزیریم از سنجشگر یا روشی درخور با آن استفاده نماییم. همین سنجشگرها و چگونگی آنها ارتباط تنگاتنگی با میزان برانگیزانندگی و فهم ما از اثر دارند. بعبارتی یک اثر را باید با توجه قاعده و اصول خود آن تجربه کرد... نمی‌توان ابعاد یک استوانه را در مختصاتی دوبُعدی بدست آورد بلکه باید سراغ سنجشگرهایی نظیر کارتزین و... رفت. اما با بی‌بُعدی چه کنیم؟ همان کاری که هنگام خواندن شعر بلند "گورگه‌کانی خانمی 1968" شعیب میرزایی می‌کنیم، یعنی غوطه زدن در تاریکی... دویدن در مِه:

ترس برای هه‌موومانه           مه‌ترسه...

هێشتا پێستی پشتم  ورووژانە  ئەکا

پێستی پشتم هیدایەتە   لە وەرامین گەڕایەوە و

نەمرد

نەمرد تا    ژنێکی   دوور 

تا ژنێ بە نینووکی دەستی چەپیەوە 

سێبەرەکەی بڕنێ...

مابقی در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم بهمن ۱۳۹۳  توسط محمد مرادی نصاری  | 


چگونه می‌شود به آن کسی که می‌رود اینسان
صبور
سنگین
سرگردان
فرمان ایست داد
چگونه می‌شود به مرد گفت که او زنده نیست، او هیچوقت
زنده نبوده‌ است...

فروغ

 

عکس: Harry Callahan

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم بهمن ۱۳۹۳  توسط محمد مرادی نصاری  | 


بومی‌گرایی در کتاب «نواختن ویولون با اَره» اثر محمد مرادی نصاری

مهدی احمدی‌خواه

 


امشب که دوباره مجموعه‌ی «نواختن ویولون با اره» را ورق می‌زنم (نگارنده پیشتر بر این مجموعه نقدی مفصل نوشته است) بعضی از رباعیات آن نگاهم را به خود مشغول کرده است که این خود منجر به تحریر این گفتار شد. وجود اشعاری که از یک ذهنیت بومی و یک اندیشه‌ بومی تراوش نموده است. تفکری که اصالتش کُردی‌ست فقط به زبان فارسی ترجمه (یا روایت) شده است.

آنسان که پرنده از خطر می‌فهمد
یا اینکه درخت از تبر می‌فهمد
در روی زمین مگر زمستان را هم
از گرگ کسی عمیق‌تر می‌فهمد؟

آری: در اندیشه دیرین زاگرس نشینان (بخصوص ایلام) هیچکس به اندازه‌ی گرگ زمستان را نمی‌فهمد چرا که بر این باورند «وه‌فر خاڵوو گورگه» (برف دایی گرگ است) یعنی یک نسبت خویشاوندی و خونی بین گرگ و برف. نسبتی که حول و حوش اقوام درجه یک به حساب می‌آید. نسبتی که وابستگی ایجاد می‌کند و این وابستگی  موجب درک عمیق طرفین می‌شود.

گاهی به سقوط برگ می‌اندیشد
یکریز به این تگرگ می‌اندیشد
بر قله‌ی مانشت پلنگی تنها
دارد همه شب به مرگ می‌اندیشد

و "مانشت"، این قله‌ی سرافراز در میان ساکنانش همیشه نماد بزرگی، استقامت و سربلندی بوده و هست. این پلنگ که چنگ بر آسمان انداخته است (چرا که هیچ چیز را بالاتر از خود تاب نمی‌آورد) او با پلنگ (این موجود مغرور) رابطه‌ی همزیستی، تشبیهی و مراعات نظیری دارد و مردمان این سرزمین آن دو را (مانشت و پلنگ) همیشه با هم دیده‌اند و امروز تاب دیدن جدایی‌شان را ندارند...


مابقی در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم دی ۱۳۹۳  توسط محمد مرادی نصاری  | 


مجموعه‌ای از رباعیات کُردی من با نام “ئێ شێعره‌یله ئازاد نین” انشالله به زودی منتشر می‌شود. این کتاب شامل 52 رباعی است و در 68 صفحه توسط انتشارات "زانا" منتشر خواهد شد و هم‌اکنون مراحل پایانی اخذ مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را می‌گذراند.

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۳  توسط محمد مرادی نصاری  | 


گفتگو با خبرگزاری بین المللی کُردپرس به بهانه ترجمه کتاب “نیشان دڵ‌ڕیشان" در اینجا

مخاطبین اشعار کُردی بخاطر شکل گیری هنر ترجمه زیادتر شده اند        
 

خبرگزاری کردپرس_سرویس فرهنگ و هنر: محمد مرادی نصاری، شاعر و مترجم ایلامی است  که در سالهای اخیر برگزیده شدن در اولین کنگره رباعی و رباعی‌سرایان فارسی "روز ملی خیام" در سال 91، برگزیده‌ی بخش ویژه "شعر و ادبیات کُردی" در یازدهمین جشنواره‌ی سوره در سال 92، شاعر برگزیده جایزه‌ی ادبی کردستان و انتخاب به عنوان جوان سال استان ایلام در سال 91، شاعر برگزیده در جشنواره‌ی منطقه‌ای شعر کودک کُردی در سال 92 و چندین جشنواره‌ی منطقه‌ای و ملی دیگر را در کارنامه خود دارد.
نواختن ویولون با اره" (مجموعه رباعی فارسی) ، "یه‌ی نه‌فه‌ر هه‌میشه زام، یه‌ی نه‌فه‌ر هه‌میشه تیخ" (ترجمه‌ی اشعار سیدعلی میرافضلی به زبان کردی) ، "داخێ له دڵ، شێعرێ له گیرفان" (ترجمه اشعار واهه آرمن به زبان کردی) از آثار منتشر شده‌ی ایشان می باشد.
اخیرا مجموعه‌ای از شعرهای کُردی -مهدی احمدی‌خواه، توسط محمد مرادی‌نصاری- تحت عنوان “نیشان دڵ‌ڕیشان” ترجمه شده است. این کتاب شامل شعرهای کلاسیک و آزاد مهدی احمدی‌خواه است و به صورت دو زبانه در 80 صفحه توسط انتشارات “زانا” در دست انتشار است. گفتگویی به بهانه‌ی این ترجمه با ایشان صورت گرفته که در ادامه می‌خوانید.

درباره‌ی نوع ترجمه‌ای که بر روی این آثار صورت گرفته و چگونگی آن اگر امکان دارد توضیح بفرمایید؟
به قول منتقد فرمالیسم رومن یاکوبسن: "شعر بنابر تعریف خود ترجمه ناپذیر است" بعبارت دیگر موانعی زبان‌شناسیک وجود دارد که اجازه‌ی ترجمه‌ی شعر را (به معنای مطلق‌اش) از ما می‌گیرد. مثلا ممکن است کلمه یا اصطلاحی در یک زبان چندین مفهوم کنایه‌ای یا ایهامی داشته باشد ولی در صورت ترجمه، در زبان دوم این خاصیت چند وجهی خود را از دست بدهد. مثلا کلمه‌ی "چه‌م" که در کُردی فه‌یلی به دومعنای "چشمه" و "چشم" است ولی برگردان فارسی آن این دو معنی را متبادر نمی‌کند... شعر به لحاظ زبان شناسیک قابل ترجمه نیست اما به قول بابک احمدی قابل جایگردانی است... فارغ از این، در کتابهایی که به دو صورت دو زبانه منتشر می‌شوند و مخاطب شعر اصلی را هم می‌تواند بخواند، کار مترجم بسی سخت تر هم می‌شود... در این آثار سعی کرده‌ام هم به متن اصلی وفادار باشم که مخاطب تصور نکند متن ترجمه نسبتی با شعرها ندارند و هم سعی کرده‌ام خیلی مقید به متن نباشم مثلا در بعضی جاها آزادانه‌تر ترجمه کرده‌ام بعبارتی لغت به لغت یا... نبوده است... شاخص اصلی بنده برای ترجمه‌ی این اثر حفظ شاعرانگی اثر بوده است که مخاطب فارس زبان هم بتواند هم از اندیشه و هم از شاعرانگی اثر لذت ببرد. و با نثری ضعیف روبرو نباشد.

شعرها را در چه قالبی ترجمه کرده‌اید؟ بیشتر تاکید سوال من بر روی قالب ترجمه‌ای شعرهای کلاسیک این مجموعه است؟
شعرهای آزاد که به صورت آزاد ترجمه شده‌اند و چون تراکم شعرهای آزاد بیشتر بود در این مجموعه من شعرهای کلاسیک را هم به صورت آزاد ترجمه کرده‌ام. معمولا هم به همین نحو است که حتی شعرهای مولانا که به چند زبان زنده‌ی دنیا ترجمه شده است در بسیاری موارد به صورت آزاد ترجمه شده‌اند.
 
نیازی هست که مجموعه های کردی ما دو زبانه چاپ بشوند؟به قولی بهتر نیست که در استانی که اکثریت کرد زبان هستند و نیازی به ترجمه نیست کتاب در قالب یک زبانه چاپ بشود؟
 
نزدیکترین زبان به زبان کردی، زبان فارسی است. این نزدیکی آنگونه است که بسیاری از اساتید ادبیات یا برخی زبانشناسان می‌گویند اگر زمانی زبان فارسی از بین برود می‌توان این زبان را به وسیله‌ی زبان کردی بازسازی کرد. با توجه به این نکته و اینکه ترجمه یک پل بین ملت‌ها و زبان‌هاست امر ترجمه کار پسندیده‌ای است. ترجمه باعث می‌شود شعرهای کردی مخاطبان بیشتری پیدا کنند. باعث ایجاد فضاهای جدید و آشنایی ما با ظرافت های زبانی هم در زبان مبدا و هم مقصد می‌شود آنهم در ترجمه‌ی مابین زبان کردی و فارسی که هر دو از زبان‌های ایرانی و کهن و با اصالت هستند. در پاسخ به سوال شما باید بگویم که بله با نظر شما موافقم و بهتر است که کتاب یک زبانه باشد و اگر قرار است ترجمه شود، متن ترجمه در یک کتاب مجزای دیگر باشد. چون هم مستقل‌تر است و هم دست مترجم باز تر و... ترجمه مسئولیت دارد و کنار هم قرار گرفتن زبان مبدا و زبان ترجمه این مسئولیت را دو چندان می‌کند. مثلا بنده خود در کتاب جدیدم که مجموعه‌ای از رباعیات کُردی است و به زودی چاپ می‌شود تک زبانه است و برای خوانش راحتتر واژه‌نامه‌ای به آن افزوده‌ام.... اما شاید یکی از دلایل مهم این اتفاق که برخی کتابهای کردی دوزبانه چاپ می‌شوند نه در دو کتاب مجزا، محدودیت‌های مالی و... باشد.

مابقی در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۳  توسط محمد مرادی نصاری  | 


مجموعه‌ای از شعرهای کُردی شاعر توانای دیارم -مهدی احمدی‌خواه- را تحت عنوان “نیشان دڵ‌ڕیشان” به زبان فارسی ترجمه کرده‌ام که انشاالله به زودی منتشر می‌شود. این کتاب شامل شعرهایی کلاسیک و آزاد است و به صورت دو زبانه در 80 صفحه توسط انتشارات “زانا” منتشر خواهد شد. هم اکنون مراحل پایانی اخذ مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را می‌گذراند.

 این خبر در خبرگزاری کُردپرس اینجا

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۳  توسط محمد مرادی نصاری  | 


تایبه‌تمه‌ندی[1]


(اشاره: ماریو بندتی (1920-2009) شاعر، نویسنده و روزنامه‌نگار سرشناس اروگوئه‌ای است. از او به عنوان یکی از مهم‌ترین نویسندگان قرن بیستم ادبیات آمریکای لاتین نام برده می‌شود.)


“میلتون ئستومبا” له مناڵیا نیشانه‌یل هووش و زانایی خوه‌ێ ده‌رخست. له هه‌فت ساڵان “سونات 3 ” و “ئوپوس 5″ برامس[2] وه خاسی دژه‌نی. یانزه ساڵان ک بۊ. کونسرته‌یله‌گه‌ێ له بێشتر شاره‌یل ئورووپا و ئمریکا ستایش و ئافه‌رم تەمام رەخنەگرەیل و هووگره‌یل هونه‌ر و مووسیقا له شوون خوه‌ێ داشت.

سه‌ره‌ڕای[3] ئیانه، له سه‌ره‌تای بیس ساڵان، نیشانه‌یل گۊه‌ڕیان فره دیاریێ له پیانیست جوان ئاشکرا بۊ. وه شێوه‌یل فره نه‌پووڕ و عه‌جیبێ، ژسته‌یل تایبه‌تیێ دگرت. گریه خسته ناو برۊه، چه‌وه‌یل خوه‌ێ وشاو دکرد. ده‌م‌وچه‌و خوه‌ێ چه‌فت ئه‌و دکرد و تیتاڵی و ده‌مه‌لاسکی[4] فره‌ێ له خوه‌ێ نیشان دا.

تمام ئێ کاره‌یله وه تایبه‌تمه‌ندی خوه‌ێ دزانس. که‌م که‌م ئستومبا له ئێ تایبه‌تمه‌ند‌یه‌یله شاڕه‌زا بۊ. وه‌رد هه‌ر “قطعه”ێ ک دژه‌نی تیاتڵی یان تایبه‌تمه‌ندی جیای نیشان دا. وه‌رجه هه‌ر کونسرت، له ناو جامه‌ک “ره‌ختکه‌ن” دوسا و مه‌شق (ته‌مرین) دکرد. ئه‌مان تماشاوانه‌یل شێویاگ و گیرووده‌ێ ئێ تیتاڵیه‌یله، ئێ ده‌مه‌لاسکی و تیتاڵیه “فی‌البداهه” زانستن و وه حه‌ره‌که‌ته‌یل ناخوداگای هونه‌رمه‌ند له لێ ناو دبردن و وه چه‌پڵه‌ڕێزان و به‌هـ به‌هـ و ئافه‌رم وه‌تن، جه‌واو ئێ حه‌ره‌که‌ته‌یله دان.

یه‌کمین نیشانه‌یل قاتی پاتی بۊن له رسیتال[5] رووژ شه‌مه‌ خوه‌ێ نیشان دا. تماشاوانه‌یل فامستن که ئتفاقێ وه‌خته بکه‌فێگ و راشکاوی[6] تایبه‌تیێگ وه چه‌پڵه‌ڕێزان و ده‌س خوه‌شیه‌یلیان رێ په‌یدا دکرد. راستیه‌گه‌ێ ماجرا ئه‌وه بۊ که ئستومبا “لا کاتدرال” -ئنگلوتی- دژه‌نی، ئه‌مان تیتاڵی و تایبه‌تمه‌ندی مارش تورکی نیشان دا.

ئێ که‌له‌مه، شه‌ش مانگ خسته‌ێ بان جی، دوکتوره‌یل ناخوه‌شی ئه‌ۊ قاتی پاتی بۊن (اختلال) شه‌دید هووش و هواس دیاری کردن.
چووڵی و ناخوه‌شیێ ک باس له لێ کریا بایس بۊ ک تەمام “قطعات” له ناو زهنێ بشێویەنە یه‌کا. له ماوه‌ی 24 ساعه‌ت تەمام پێشه‌کیه‌یل[7] و نوته‌یل و سوناته‌یلێ ک له هۊرێ بۊ گشتێ له یاد ئه‌و برد و په‌ڕین.

خاڵ عه‌جیب و سه‌یر ئه‌وه بۊ ک هۊچ‌کام له ژسته‌یلێ ک خوه‌ێ وه “تایبه‌تمه‌ندی” له لێان ناو دبرد له هۊرێ نه‌چۊن. له‌وه‌ولا نه‌تۊه‌نس رسیتال وه رێ بخه‌ێ. ئه‌مان ره‌گ و ریشگێ له کاره‌گه باقی مه‌ن.

هێمان هه‌م به‌شێ له هاوڕێان نزیک و وه‌فادارێ رووژه‌یل شه‌مه‌ له ماڵ ئه‌ۊ کووه‌و بوون تا تماشاوان رسیتال بێده‌نگ “تایبه‌تمه‌ندی”ـه‌یله‌گه‌ێ بوون. تمام دووسه‌یلێ هاونه‌زه‌ر و هاودڵ، ره‌نگین‌ترین تایبه‌تمه‌ندی ئه‌ۊ له شاکاره‌گه‌ێ، “شوور” دزانن.

نۊسه‌ر: ماریو بندتی
و: محه‌مه‌د مورادی نساری

 


[1] ویژگی
[2] یوهانس برامس موسیقی‌دان بزرگ آلمانی
[3] علاوه بر
[4] ادا و اطوار
[5] اجرایی آوازی و یا بدون کلام توسط یک نوازنده
[6] بداهت
[7] مقدمەها

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۳  توسط محمد مرادی نصاری  | 


"روزای اول در مورد تنهایی حرف می‌زد. می‌گفت :«می‌تونی باهاش دوست بشی و به اهدافت برسی» درست مثل خودش...ولی برعکس، تصور من از تنهایی مثل یه آسمون خراش بلند و خسته بود که هر شب کابوس بغل کردن یه هواپیما رو ببینه. کاش همه‌ی اینا یه کابوس، یه خواب، یه توهم بیشتر نبود. اصلن اون چه می‌دونه تنهایی یعنی چی؟ کسی که ندونه روح به چی میگن، می‌فهمه تنهایی چیه؟ شاید اصلن توی جایی که اون زندگی می‌کنه تنهایی یه جور وسیله‌ی کمک آموزشیه یا شایدم به شریک زندگی میگن «تنهایی» که میشه باهاش به اهدافت برسی..."

پاییز چنارها ترک می‌خوردند...


 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۳  توسط محمد مرادی نصاری  | 


  جیغی شده‌ام به قدر یک زایشگاه

افتاده تنم گوشه‌ی آسایشگاه

من عاشق زن‌های زیادی بودم

چون آینه‌ی کهنه‌ی آرایشگاه

محمد مرادی نصاری

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم آذر ۱۳۹۳  توسط محمد مرادی نصاری  | 


موجی هستم از مویی‌ بلوند برخاسته‌، کشتی کشتی پا روی دلم گذاشته‌‌ام تا رسیده‌‌‌ام به سردر طلایی آسایشگاه "دریا"... به ملوان‌های بی‌بندوباری که مروارید ‌خورده از ماتحت‌شان صدف می‌ریخت [و امیر دلفین‌ها که فین می‌کرد روی تنهایی کبیرش] ... موجی هستم بی‌اقبال که آسودگی‌ام را آب برده است به پاکستان به سیل بی‌آب و رویی که مزارع برنج را تریاکی کند و بوی خشخاش و خون را از محاسن بی‌حُسن ملاعمر بردارد... موجی هستم از مویی بلوند برخاسته‌ با نقشه‌ی گنجی بر پوست حک شده... موجی که موج است و با اشاره انگشت تو بر می‌دارد خودش را می‌برد به حمام که امیر دلفین‌ها را کتک بزند که تنهایی جای هر کاری نیست... موجی هستم تنها، که در خودش دست و پا می‌زند دنبال مویی که آرام بگیرد... ترجیحا بلوند...

ساعت یازده و بیست و یک دقیقه و پنجاه و نه ثانیه

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۳  توسط محمد مرادی نصاری  | 


کۆمه‌ڵه‌ شیعرێک له "واهه‌ ئارمن" (شاعری به‌ناوبانگی ئێرانی- ئه‌رمه‌نی) له ژێر ناوی "داخێ له دڵ، شێعرێ له گیرفان» له وه‌رگێڕانی مندا به کوردی خواروو بڵاو کرایه‌وه. دۆستانی به‌ڕێز ده‌توانن ئه‌م به‌رهه‌مه له ناونیشانی خواره‌وه دابگرن.

 

مجموعه‌ای از شعرهای "واهه آرمن" شاعر معاصر با عنوان «داغی در دل، شعری در جیب» با ترجمه کُردی من منتشر شد.
دوستان عزیز می‌توانند نسخه "PDF" این مجموعه را از لینک زیر دانلود نمایند.

اینجا


 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۳  توسط محمد مرادی نصاری  | 


«شاهنامه‌ی کُردی بخشی از میراث فرهنگی و ادبی جهان است»
گفتگوی -محمد مرادی نصای- با -دکتر بهروز چمن‌آرا- درباره شاهنامه کُردی
برگردان از کُردی: آیت نامداری

اشاره: دکتر بهروز چمن‌آرا، فارغ التحصیل دانشگاه آگوست گوتینگن آلمان در رشته مطالعات ایران باستان و کُردشناسی می‌باشند، شایان ذکر است که رساله دکترای ایشان به شاهنامنه‌ی کُردی اختصاص دارد و از پژوهشگران برجسته این حوزه‌اند.


س: سلام و سپاس برای قبول این گفتگو. به عنوان اولین سوال آیا ما می‌توانیم یک شناسنامه و هویت مستقل برای شاهنامه‌ی کُردی قائل باشیم و بگوییم صرفاً رابطه‌ای بینامتنی با شاهنامه‌ی فردوسی دارد؟ یا نه هویت مستقلی ندارد و تنها ترجمه‌ای از شاهنامه‌ی فردوسی است که صرفاً کم و زیاد شده است؟

ج: اگر بخواهیم برآوردی میان متن شاهنامه‌ی کُردی و شاهنامه‌ی فردوسی داشته باشیم، باید ابتدا به منابع نگاهی بیاندازیم و ببینیم در بحث منابع شاهنامه‌ی کُردی آیا پیوندی با شاهنامه‌ی فردوسی می‌توانیم ببینم یا احتمالاً با شاهنامه یا منابعی که قبل از خود فردوسی بوده‌اند. همینطور ما وقتی که دنبال این هستیم که ارتباط یک متن که تازه شناخته شده است را با متنی که می‌شناسیم پیدا کنیم، باید اصالت متن منبع را هم –برای نمونه شاهنامه‌ی فردوسی– یکبار از نظر بگذرانیم و چک کنیم و ببینیم که آیا شاهنامه‌ی فردوسی خود منبع و سرچشمه‌ای است که مابقی روایت‌های ایرانی از آن گرفته شده‌اند، یا نه شاهنامه‌ ی فردوسی خود یکی از تولیدات و روایات حماسی و پهلوانی ایران است؟! شاهنامه‌ی فردوسی اولاً خود تولید یک پروسه‌ی دور و دراز است، تلاش و کوشش انسانهای متفاوت زیادی در عصر سامانیان. قبل از فردوسی هم ما شاهد اینگونه تلاش‌ها و کوشش‌هایی بوده‌ایم. دست کم قبل از فردوسی 6 یا 7 شاهنامه با این عنوان شروع شده‌اند، چه به نظم و چه به نثر که به هرحال بخشی از آنها موفق شده و بخشی از آنها هم ناموفق بوده و از بخشی هم تنها نامی به دست ما رسیده است. در واقع این چیزی که ما از آن به عنوان ژانر شاهنامه‌نویسی نام می‌بریم، قبل از فردوسی هم وجود داشته است و روایات گوناگونی هستند. شاهنامه‌ی کوردی هم صرفاً بخشی از روایات آن شبیه به شاهنامه‌ی فردوسی است. اما لزوماً شبیه بودن به شاهنامه‌ی فردوسی یا متفاوت بودن با شاهنامه‌ی فردوسی معنادار نیست که بگوییم متن ما اصیل است یا نه. در واقع معیار ما شاهنامه‌ی فردوسی نیست. معیار ما مجموعه‌ی گوناگونی از روایت‌های حماسی و پهلوانی ایرانی است که خیلی قبل از فردوسی شروع شده‌اند و بعد از فردوسی هم ادامه داشته‌اند. منظور من آن است که اگر قرار است بگوییم شاهنامه‌ی کُردی اصالت دارد یا نه باید تماشا کنیم که با بقیه‌ی روایات تا چه اندازه دوری و نزدیکی دارد. با پروسه‌ی تولید، با مدل تولید، با باورمندی‌های قدیمی عصر خود و... در واقع شاهنامه‌ی کوردی و شاهنامه‌ی فردوسی هر دو حاصل و نتیجه‌ی پروسه‌های تولید متفاوتی هستند، با این دیدگاه که شاهنامه‌ی فردوسی از روایتی حکومتی می‌آید و شاهنامه‌ی کوردی از روایتی حکومتی نمی‌آید. بنده در تحقیقات خودم به این نتیجه رسیدم که شاهنامه‌ی کُردی روایتی اصیل و روایتی مستقل بوده و هست. روایت حماسی و پهلوانی ایرانی است که در منطقه زاگرس مانده است و من به آن می‌گویم روایت غربی حماسی و پهلوانی ایران.

مابقی در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۳  توسط محمد مرادی نصاری  | 

مطالب قديمي‌تر