گفتگو با خبرگزاری بین المللی کُردستان:


س: نشریات کُردی (روزنامه، هفته‌نامه، ماه‌نامه و ...) در استان ایلام چه از لحاظ کیفی و چه از لحاظ کمی در چه وضعیتی قرار دارند؟

ج: بحث کلی‌تری که امروزه وجود دارد در مورد نشریات کاغذی و خاصه نشریات محلی حالا چه به زبان کُردی باشد یا هر زبان دیگری بحث کمرنگ شدن و حذف آنان از سبد خرید و مطالعه عموم جامعه است. واقعیت این است که امروزه به علت دسترسی آسان و گسترده و سریع به سایت‌های متنوع فرهنگی، هنری و خبری و گسترش دنیای مجازی و شبکه های اجتماعی نشریات محلی با رکودی جدی مواجه هستند و اگر عشق مسئولان آنان به ادامه کار و کمک‌های موردی ادارات فرهنگ و ارشاد نباشد هیچ صرفه‌ی اقتصادی و... ندارند با این حال در استان ایلام نیز مثل سایر استان‌های کشور کماکان نشریات محلی زیادی وجود دارند که بخش‌هایی از آن به زبان مردم منطقه (کُردی) اختصاص دارد. البته این سهم بسیار اندک است و باید بیشتر از این باشد. چرا که این مورد، یکی از امتیازات برجسته اینگونه نشریات، نسبت به نشریات مرکزنشینی است که برخوردار از یارانه و امکانات دولتی بیشماری نسبت به نشریه‌های محلی هستند. این نکته حتی بارها مورد تاکید مدیران اتحادیه نشریات محلی کشور بوده است که آخرین نمونه‌اش در همایش مهرماه امسال بود که در تهران برگزار شد. با این حال برخی نشریات استان کماکان به هر دلیلی نسبت به این مهم بی‌تفاوت هستند متاسفانه.

س: ادبیات کودک و نوجوان با استقبال مردم ایلام روبرو می‌شود؟ منظور ادبیات کُردی فارغ از هرگونه لهجه و گویشی است؟

ج: ادبیات کودک و نوجوان بدون تردید یکی از بنیادی‌ترین و مهم‌ترین بخش‌های ادبیات است و طبیعتاً حوزه ادبیات کودک و نوجوان کُردی هنوز نوپا است و کار چندانی صورت نگرفته است. با این حال خوشبختانه سال گذشته اولین جشنواره‌ی منطقه‌ای شعر کودک کُردی ویژه مناطق کُردزبان کشور در استان ایلام برگزار شد و بنده هم افتخار حضور در آن جشنواره را داشتم که با استقبال بسیار خوبی از سوی مردم و همینطور شاعران مناطق مختلف مواجه شد و امیدواریم همانطور که مدیرکل ارشاد وعده دادند این جشنواره یک بار مصرف نباشد و در سال‌های آینده هم شاهد برگزاری آن باشیم. به هر روی انتظار می‌رود نهادها و اداراتی که به صورت تخصصی‌با کودکان و نوجوانان سر و کاردارند (مثل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان یا معاونت فرهنگی هنری آموزش و پرورش و...) بتوانند نسبت به گسترش ادبیات کودک و نوجوان کُردی کوشا باشند و این حق اُمی و الهی و انسانی(زبان مادری و ظرافت‌های آن) را از کودکان دریغ نکنند و فعالیت‌های مفیدی جهت شکوفایی استعدادهای کودکان و نوجوانان انجام دهند. چرا که بر اساس جدیدترین یافته‌های علمی و تحقیقاتی مراکز معتبر جهانی، ذهن کودکانه دوزبانه فعال‌تر از کودکان تک‌زبانه است و بایستی از این مزیت به نحو احسن استفاده کرد. بدون تردید هر فعالیتی در این راستا مورد استقبال تمامی اقشار جامعه قرار خواهد گرفت.


س: در سال‌های اخیر چندین همایش و جشنواره درباره شخصیت‌ها و مشاهیر کُرد منطقه(مثلاً شاکه و خانمنصور، عباسی آرام و...) برگزار گردیده است. شما به عنوان یک فعال فرهنگی چه انتقادی به برگزارکنندگان و یا شرکت‌کنندگان در آن دارید؟

ج: حقیقت امر این است که پاسداشت فرهنگ و زبان و مشاهیر هر منطقه‌ای فی‌نفسه امری نیکو و پسندیده است و کلیت اینگونه همایش‌هاجای تردید ندارد. با این حال در خصوص جزئیات همیشه محل بحث و نقد و نظر بوده‌اند. از آنجایی که بنده در جریان جزئیات دو جشنواره مذکور نبوده‌ام نظر خاصی ندارم.

مابقی دز ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یکم آذر 1393  توسط محمد مرادی نصاری  | 


موجی هستم که از موی‌ بلوندی برخاسته‌ام، کشتی کشتی پا روی دلم گذاشته‌‌ام تا رسیده‌‌‌ام به سردر طلایی آسایشگاه "دریا"... به ملوان‌های بی‌بندوباری که مروارید ‌خورده از ماتحت‌شان صدف می‌ریخت [و امیر دلفین‌ها که فین می‌کرد روی تنهایی کبیرش] ... موجی هستم بی‌اقبال که آسودگی‌ام را آب برده است به پاکستان به سیل بی‌آب و رویی که مزارع برنج را تریاکی کند و بوی خشخاش و خون را از محاسن بی‌حُسن ملاعمر بردارد... موجی هستم از مویی بلوند برخاسته‌ با نقشه‌ی گنجی بر پوست حک شده... موجی که موج است و با اشاره انگشت تو بر می‌دارد خودش را می‌برد به حمام که امیر دلفین‌ها را کتک بزند که تنهایی جای هر کاری نیست... موجی هستم تنها، که در خودش دست و پا می‌زند دنبال مویی که آرام بگیرد... ترجیحا بلوند...

ساعت یازده و بیست و یک دقیقه و پنجاه و نه ثانیه

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آبان 1393  توسط محمد مرادی نصاری  | 


کۆمه‌ڵه‌ شیعرێک له "واهه‌ ئارمن" (شاعری به‌ناوبانگی ئێرانی- ئه‌رمه‌نی) له ژێر ناوی "داخێ له دڵ، شێعرێ له گیرفان» له وه‌رگێڕانی مندا به کوردی خوارین له لایه‌ن ئه‌نستیتۆ "شه‌فه‌ق" بڵاو کرایه‌وه. دۆستانی به‌ڕێز ده‌توانن ئه‌م به‌رهه‌مه له ناونیشانی خواره‌وه دابگرن.

 

مجموعه‌ای از شعرهای "واهه آرمن" شاعر معاصر با عنوان «داغی در دل، شعری در جیب» با ترجمه کُردی من توسط انستیتو "شفق" منتشر شد.
دوستان عزیز می‌توانند نسخه "PDF" این مجموعه را از لینک زیر دانلود نمایند.

اینجا


 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393  توسط محمد مرادی نصاری  | 


«شاهنامه‌ی کُردی بخشی از میراث فرهنگی و ادبی جهان است»
گفتگوی -محمد مرادی نصای- با -دکتر بهروز چمن‌آرا- درباره شاهنامه کُردی
برگردان از کُردی: آیت نامداری

اشاره: دکتر بهروز چمن‌آرا، فارغ التحصیل دانشگاه آگوست گوتینگن آلمان در رشته مطالعات ایران باستان و کُردشناسی می‌باشند، شایان ذکر است که رساله دکترای ایشان به شاهنامنه‌ی کُردی اختصاص دارد و از پژوهشگران برجسته این حوزه‌اند.


س: سلام و سپاس برای قبول این گفتگو. به عنوان اولین سوال آیا ما می‌توانیم یک شناسنامه و هویت مستقل برای شاهنامه‌ی کُردی قائل باشیم و بگوییم صرفاً رابطه‌ای بینامتنی با شاهنامه‌ی فردوسی دارد؟ یا نه هویت مستقلی ندارد و تنها ترجمه‌ای از شاهنامه‌ی فردوسی است که صرفاً کم و زیاد شده است؟

ج: اگر بخواهیم برآوردی میان متن شاهنامه‌ی کُردی و شاهنامه‌ی فردوسی داشته باشیم، باید ابتدا به منابع نگاهی بیاندازیم و ببینیم در بحث منابع شاهنامه‌ی کُردی آیا پیوندی با شاهنامه‌ی فردوسی می‌توانیم ببینم یا احتمالاً با شاهنامه یا منابعی که قبل از خود فردوسی بوده‌اند. همینطور ما وقتی که دنبال این هستیم که ارتباط یک متن که تازه شناخته شده است را با متنی که می‌شناسیم پیدا کنیم، باید اصالت متن منبع را هم –برای نمونه شاهنامه‌ی فردوسی– یکبار از نظر بگذرانیم و چک کنیم و ببینیم که آیا شاهنامه‌ی فردوسی خود منبع و سرچشمه‌ای است که مابقی روایت‌های ایرانی از آن گرفته شده‌اند، یا نه شاهنامه‌ ی فردوسی خود یکی از تولیدات و روایات حماسی و پهلوانی ایران است؟! شاهنامه‌ی فردوسی اولاً خود تولید یک پروسه‌ی دور و دراز است، تلاش و کوشش انسانهای متفاوت زیادی در عصر سامانیان. قبل از فردوسی هم ما شاهد اینگونه تلاش‌ها و کوشش‌هایی بوده‌ایم. دست کم قبل از فردوسی 6 یا 7 شاهنامه با این عنوان شروع شده‌اند، چه به نظم و چه به نثر که به هرحال بخشی از آنها موفق شده و بخشی از آنها هم ناموفق بوده و از بخشی هم تنها نامی به دست ما رسیده است. در واقع این چیزی که ما از آن به عنوان ژانر شاهنامه‌نویسی نام می‌بریم، قبل از فردوسی هم وجود داشته است و روایات گوناگونی هستند. شاهنامه‌ی کوردی هم صرفاً بخشی از روایات آن شبیه به شاهنامه‌ی فردوسی است. اما لزوماً شبیه بودن به شاهنامه‌ی فردوسی یا متفاوت بودن با شاهنامه‌ی فردوسی معنادار نیست که بگوییم متن ما اصیل است یا نه. در واقع معیار ما شاهنامه‌ی فردوسی نیست. معیار ما مجموعه‌ی گوناگونی از روایت‌های حماسی و پهلوانی ایرانی است که خیلی قبل از فردوسی شروع شده‌اند و بعد از فردوسی هم ادامه داشته‌اند. منظور من آن است که اگر قرار است بگوییم شاهنامه‌ی کُردی اصالت دارد یا نه باید تماشا کنیم که با بقیه‌ی روایات تا چه اندازه دوری و نزدیکی دارد. با پروسه‌ی تولید، با مدل تولید، با باورمندی‌های قدیمی عصر خود و... در واقع شاهنامه‌ی کوردی و شاهنامه‌ی فردوسی هر دو حاصل و نتیجه‌ی پروسه‌های تولید متفاوتی هستند، با این دیدگاه که شاهنامه‌ی فردوسی از روایتی حکومتی می‌آید و شاهنامه‌ی کوردی از روایتی حکومتی نمی‌آید. بنده در تحقیقات خودم به این نتیجه رسیدم که شاهنامه‌ی کُردی روایتی اصیل و روایتی مستقل بوده و هست. روایت حماسی و پهلوانی ایرانی است که در منطقه زاگرس مانده است و من به آن می‌گویم روایت غربی حماسی و پهلوانی ایران.

مابقی در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393  توسط محمد مرادی نصاری  | 


ژماره‌ی 227ی حه‌وته‌نامه‌ی "سوبح ئیلام" بڵاو کرایه‌وه. له‌ ئه‌م ژماره‌دا به‌شی دووه‌می وتووێژی من له‌گه‌ڵ به‌ڕێز "د. بهرووز چه‌مه‌نئارا" له سه‌ر شانامه‌کوردیه‌کاندا چاپ بۆ‌ته‌وه. وه‌رگێڕانی هه‌ر دو به‌شی ئه‌م دیمانه له چه‌ند رۆژی داهاتوودا به زمانی فارسیش بڵاو ده‌بێته‌وه. (ئه‌م وتووێژه له سه‌ره‌تای مانگی خه‌رماناندا جێ‌به‌جێ بووه)   

اشاره: بخش دوم گفتگوی من با "دکتر بهروز چمن‌آرا" در رابطه با شاهنامه‌ی کوردی منتشر شد. به زودی ترجمه هر دو بخش آن به زبان فارسی نیز منتشر می‌شود.

به‌ش دووه‌م:

س: پێشتر له یه‌ێ دیمانه‌ێ تره‌ک جنابد باس له تایبه‌تمه‌ندیه‌یل(ویژگی‌ها) و جیاوازیه‌یل(تفاوت‌ها) شانامه‌ێ فرده‌وسی ئه‌ول شانامه‌ێ کوردیا کردۊد. ک ئه‌ڕا نموونه تۊه‌نیمن وه زوان، وه‌زن، وه هه‌ر له‌ێوا وه بیر و باوه‌ڕ و "ذهنیت" ئێ دو شانامه ئاماژه بکه‌یمن. ئه‌گه‌ر بوود جنابت له سه‌ر خاڵ سێم زێاتر باس بکه‌ێد و ئیه‌گ چ جیاوازیێگ له ناوه‌ن ئێ دو "جهان‌بینی" و فکر و بیره هه‌س؟

 

ج: وه‌ختێ تماشای ناوه‌ڕووک(محتوا) شانامه‌ێ کوردی ئه‌ول شانامه‌ی فرده‌وسیا که‌یمن، دۊنیمن له بار بیر و باوه‌ڕ جیاوازیه‌یل فره مانا دارێ دێرن، فرده‌وسی چۊن ره‌وایه‌ته‌گه‌ێ زێاتر روایه‌تێ ره‌سمیه، دین وه شکڵ ره‌سمی‌ترێ ناسێ. وه‌ختێ ک باس دین که‌ێد وه قه‌وڵ ئنگلیسی له ده‌نگ ره‌سمی[1] و سه‌ره‌کی دین، هه‌ر ئه‌و چشته ک ره‌سه‌ن‌ترکه‌و (اصیل تر) حکوومه‌ت قه‌بوولێ دێرێ، له‌وه قسیه که‌ێ. وه ئێ خاتره‌سه وه‌ختێ شانامه‌ێ فرده‌وسی باس "زرتشتی‌گری" که‌ێد مودڵ تایبه‌تی(ویژه) و دیاریێگ له زه‌ڕتوشتیگه‌ری له وه‌ر چه‌و گرێ... "جهان‌بینی" شانامه‌ێ فرده‌وسی، جهان‌‌بینیێگه ک ته‌ولید دنیای وه‌رجه خوه‌ێ وه شکڵ ره‌سمیه. ئه‌ڕا نموونه دونیا وه شکڵ خه‌ێر و شه‌ڕ دۊنێ. دنیا یا تیه‌ریکه یان رووشن... یا ئه‌ڕا نموونه دنیای "مانویت" کاریگه‌ری فره‌ێ له رۊ ئایینه‌یل نواتر خوه‌ێ داشتگه‌‌‌و له زه‌ڕتوشتیگه‌ری هه‌م ئیمه هه‌یه دۊنیمن. ئیمه له زه‌ڕتوشتیگه‌ری یه‌ێ دنیا دێریمن دنیای خه‌ێر و یه‌ێ دنیا دێریمن دنیای شه‌ڕ... ئه‌ڕا نموونه وه‌ختێ له بوار "زوڕوانیسم" تماشا که‌یمن دۊنیمن خودای زه‌مان (ایزد زمان) دو گله مناڵ ها له زگێ، یه‌کێ لێان رووشن و ره‌نگینه‌و یه‌کێ تیه‌ریک و به‌دقیف، یه‌کێ لێان ئه‌هوورا و یه‌کێ لێان ئه‌هریمه‌ن... مِ نیه‌خوازم ئێرنگه له ئێ بافت دوگانه‌و ساختارگرایی و ئیه‌گ چجوور زهن ئنسان ته‌ولیده‌یل دوگانه خه‌ێده‌و فره باس بکه‌م... شانامه‌ێ فرده‌وسی دۊنیمن ک هه‌یتاهه‌یت ته‌ولید دوگانه که‌ێ، دوگانه‌ێ خه‌ێر و شه‌ڕ، دوگانه‌ێ ئێران و تووران و... ئه‌مان شانامه‌ێ کوردی دوگانه‌گه‌ێ فره ها نام یه‌ک و وه‌رد یه‌ک تێکه‌ڵ(قاطی) بۊنه. تۊه‌نیمن بۊشیمن سێ‌گانه‌س، یه‌ێ دنیای رووشن دێریمن، یه‌ێ دنیای تیه‌ریک و یه‌ێ دنیای بوور(خاکستری). ک ئتفاقه‌ن بووره‌‌گه‌یش فره پڕ ره‌نگه ... ئه‌‌ڕا نموونه ئیمه له که‌مپ ئێرانه‌یل خاس، ئایه‌میه‌ل گه‌ن فره‌ێ دێریمن و له که‌مپ توورانه‌یل گه‌ن، ئایه‌مه‌یل خاس فره‌ێ دێریمن... به‌شێ له پاڵه‌وانه‌یل دێریمن ک سه‌‌ر وه هۊچ‌کام له‌ ئه‌وانه نین ئه‌مان له داستانه‌یله هه‌سان... وه شێوه‌ی گشتی تۊه‌نیمن بۊشیمن دونیای شانامه‌ێ کوردی که‌مێ رئاڵ‌تره تا دینی‌تر، ئیه یه‌ک. دووه‌م، کاراکتره‌یلێ ک له شانامه‌ێ کوردی هه‌ن ک بنه‌وای فکری قه‌دیم و "کهن" ئێرانی خاس‌تر نیشان ده‌ن... ئه‌ڕا نموونه ئه‌گه‌ر له بوار زوڕوانیسم بۊشیمن، که‌سان و نگه‌رشێ که ها له ناو ئوستووره‌ی "زوڕوان" ک تاو تۊ کردن و شی کردنێ ئه‌ول بنه‌وای فکریێگ ک له ده‌وره‌ی خوه‌ێ هه‌س مونحه‌سر بفه‌رده ئه‌مان له شانامه‌ێ فرده‌وسی دۊنیمن ک فره دیار نیه. وه‌لێ له شانامه‌ێ کوردی که‌سانێ دێریمن جوور "زه‌ڕئالی" و "زه‌ڕداد" و "زه‌ڕپووش" ک سێ نه‌فه‌رن ک نیم‌ئنسان و نیم‌دێون. ئه‌مان دێو نه وه مانای گه‌نێ ک فرده‌وسی ئستفاده که‌ێ! یانه له زه‌مان حه‌ره‌که‌ت که‌ن و دێانه‌و، بێجگه‌ یه ناوێان ها وه‌رد "زه‌ڕ" ک ئیمه زانیمن پێوه‌ندی مانادارێ ئه‌ول "زه‌مان" دێرێ وه زه‌مان ئه‌ول "سیمرغ" و سیمورق ئه‌ول زاڵ و زاڵ ئه‌ول زوڕوان ک یانه گشتێ دوجاره وه یه‌ک وه‌سڵن... ئه‌گه‌ر ئیمه هه‌ر به‌شێ له شانامه‌ێ کوردی شی بکه‌یمنه‌و پڕه له نیشانه‌یلێ ک له بوار ئوستووریه‌و نیشان‌ده‌ێ چه‌نێ ره‌سه‌نایه‌تی(اصالت) دێرێ ئێ مه‌تنه، وه چه‌نێگیش جیاوازی(تفاوت) دێرێ ئه‌ول شانامه‌ی فرده‌وسیا... ناوچه‌ێ زاگروس له سه‌رده‌مه‌یل قه‌دیم تا وه ئمڕوو پڕ له باوه‌ڕه‌یل جیاوازێگه ک وه ده‌لیل یه‌گ ک حه‌وزه‌ێ "مه‌ین ئستره‌یم" یان دین‌گرایی سه‌ره‌کی و ره‌سمی -ئه‌ڕا نموونه ئه‌گه‌ر باس له ئسلام بکه‌یمن ناوچه‌ێ مه‌دینه یان دۊاتر کووفه... یا له ئێران باس بکه‌یمن ئه‌ڕا نموونه له شار قوم نموود عه‌ینی‌ترێ دێرێ تا ئیلام-... قه‌بوولیان نه‌یاشتگه... ئه‌گه‌ر ئیمه ده‌نگه‌ سه‌ره‌کیه‌یله(صداهای اصلی) تماشا بکه‌یمن ناوچه‌ێ زاگروس ئه‌ڕا هۊچ‌کامیان قابڵ ناسین نه‌ۊه، ئه‌ڕا نمووونه له ده‌وره‌ێ ئسلامی ئه‌گه‌ر بنووڕیمن له بوار(حوزه) "تصوف" هاوکات(همزمان) ئیمه له ئێلا مه‌کته‌ب دێریمن وه ناو مه‌کتب به‌غدا و له ئه‌ولا مه‌کته‌ب خوراسان، که‌سه‌یلێ ک سه‌ر وه ئێ دو مه‌جمووعه نین، نه‌تۊه‌نسنه بفامنان، جوور هه‌لاج، جوور شاخوه‌شین، جوور بالۊل ماسی و... یانه مه‌سه‌ڵه‌ن خسنه‌سانه ناو یه‌ێ چاڵ تیه‌ریکێ ک هۊچگه نه‌زانێ چه‌ن ک وه پێان ئۊشن حولوولیه‌یل، باتنیه‌یل... له واقع سفه‌ت هاوبه‌ش(مشترک) و خاڵ هاوبه‌ش تمام که‌سانێ ک ئێجوور به‌رچه‌سبێ خوه‌ن شێوه‌ێ نگه‌رشێانه ک م وه پێ ئۊشم شێوه‌ێ نگه‌رش زاگروسی. یانه عموومه‌ن رفتاره‌یل و باوه‌ڕه‌یلیان زاگروسین. چۊن ئه‌ول ئسلام ده‌وره‌‌ێ خوه‌یان له یه‌ێ جیه‌یلێ نزیکن و له یه‌ێ جیه‌یلێ دۊرن، قابڵ باوه‌ڕ ئه‌‌ڕایان نیه... ئه‌ڕا نموونه هاوکات ک شێوه‌ێ له ته‌وحید قه‌بوول دێرن وه نه‌وعێ له حلوولیش باوه‌ڕ دێرن. یا دۊنید هێمان له ده‌وره‌یل خوه‌مان باوه‌ڕه‌یل جووارجوور و تناسوخ و... هه‌س یانه له ره‌هه‌ند دین ره‌سمی خسنه‌سانه ناو یه‌ێ چاڵ تیه‌ریک بێ‌بنێ ئه‌ڕا یه‌گ هۊچ‌که‌س له‌باره‌یان باس نه‌که‌ێ... "عملاً" به‌شێ له ئستراکچر(ساختار) و کاراکتره‌یل شانامه‌ێ کوردی ئیمه‌یش سه‌ر وه ئێ مه‌جمووعه‌نه. مه‌جمووعه‌ێ ک نیم دێون و نیم ئایه‌م، له زه‌مان حه‌ره‌که‌ت که‌ن و فه‌قه‌ت خادم رووسه‌من و... رووسه‌م له ره‌هه‌ند ره‌وایه‌ته‌یل زاگروسی هه‌ر ئه‌و ئایه‌م فرده‌وسیه نیه... تایبه‌تمه‌ندیه‌یل پاڵه‌وانیێ هه‌ر ئه‌وانه‌سه ک له شانامه‌ێ فرده‌وسی دێرێ، ئه‌مان وه ئێ جیاوازیه ک شانامه‌‌ێ فرده‌وسی یه‌ێ چه‌مک و مه‌فهوومێ دێرێ ک له لێ ئستفاده که‌ێ وه عونوان "فه‌ڕ" ک سه‌ر وه خاندان شاهیه و ته‌نیا له ڕێ خۊن وه که‌س تره‌ک ره‌سێ. ئه‌مان شانامه‌ێ کوردی مه‌فهووم فه‌ڕ نه‌ێرێ، مه‌فهووم "زات" دێرێ... زات چشتێگه جوور فه‌ڕ یه‌ێ مووهبه‌ت ئلاهیه ئه‌مان ئێ مووهبه‌ته ئه‌و جووره ک له ناوچه‌ێ زاگروس له بوار دینی دێریمن دۊنیمنه‌ێ نه‌وعێ خوداگوونگیه نه نه‌وعێ مسه‌ڵه‌ن هاز و قودره‌ت ئلاهی! وه‌ختێ تِ زات دێری، خه‌ێر و شه‌ڕ له به‌رانبه‌رت مانا نه‌ێرێ یانێ خوه‌د معیاری! خه‌ێر و شه‌ر دی مانا نه‌ێرن... له واقع تۊه‌نیمن بۊشیمن ئه‌وه یه‌ێ هاز ئلاهیه، ئیه خود ئولووهیه‌ته (الوهیت)... ئه‌ڕا نموونه رووسه‌م دێرێ یان سوهراب... که‌سان فره‌ێ نه‌ێرن ئه‌مان جاڵب ها ئه‌وره ک له شانامه‌ێ فرده‌وسی ته‌نیا پادشایل دێرنێ ئه‌مان له شانامه‌ێ کوردی پاڵه‌وانه‌یل دێرنه‌ێ. ئتفاقه‌ن پێوه‌ندی مانادارێ له ناوه‌ن خودا و پادشا و پاڵه‌وان وه "واسطه"ی زات هه‌سه ک یانه وه یه‌ک پێوه‌ند ده‌ێ.

مابقی مصاحبه در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مهر 1393  توسط محمد مرادی نصاری  | 

 

"شانامه‌ێ کوردی به‌شێ له میرات ئه‌ده‌بی و فه‌رهه‌نگی جهانه"

وتووێژ وه‌رد "دوکتور بهرووز چه‌مه‌نئارا" له سه‌ر شانامه‌ێ کوردی (به‌ش یه‌کم)
محه‌مه‌د مورادی نساری

 


اشاره: دکتر بهروز چمن‌آرا، فارغ التحصیل دانشگاه آگوست گوتینگن آلمان در رشته مطالعات ایران باستان و کُردشناسی می‌باشند، شایان ذکر است که رساله دکترای ایشان به شاهنامنه‌ی کُردی اختصاص دارد و از پژوهشگران برجسته این حوزه می‌باشند. این گفتگو در دفتر هفته‌نامه «صبح ایلام» صورت گرفته است.

 

س: سڵام و سپاس ئه‌ڕا قه‌بول ئێ دیمانه جناب چه‌مه‌نئارای عه‌زیز! وه عونوان پرسیار یه‌کم ئایا ئیمه تۊه‌نیمن یه‌ێ پێناسه‌و هوییه‌ت سه‌روه‌خوه‌ێ(مستقل) ئه‌ڕا شانامه‌ێ کوردی قائڵ بۊمن و بۊشیمن ته‌نیا رابته‌ێگ به‌ینامه‌تنی (بینامتنی) وه‌رد شانامه‌ێ فرده‌وسی دێرێد؟ یان نه هوییه‌ت موسته‌قڵێ نه‌ێرێد و ته‌نیا ئه‌ڵگه‌ردانێ له شانامه‌ێ فرده‌وسیه‌ ک که‌م و زێا بۊه؟

ج: ئه‌گه‌ر بتوایمن براوردێ بگریمن له ناوه‌ن تکس(متن) شانامه‌ێ کوردی ئه‌ول شانامه‌ی فرده‌وسیا، ئیمه ئه‌وه‌ڵ بایه‌د تماشای سه‌رچاوه‌یل بکه‌یمن و بزانیمن له باس سه‌رچاوه‌ێ شانامه‌ی کوردی ئایا ئیمه پێوه‌ندی ئه‌ول شانامه فرده‌وسی تۊه‌نیمن بۊنیمن یا گاهه‌سه ئه‌ول شانامه یان سه‌‌رچاوه‌یل و سورسه‌یلێ(منابعی) ک وه‌رجه خود فرده‌وسی بۊنه‌. هه‌ر له‌ێوا ئیمه وه‌ختی ک هایمنه فێر ئه‌وه‌گ پێوه‌ندی(ارتباط) یه‌ێ تکسێ که تازه ئه‌ودریاگه‌و دیمنه‌سه‌و ئه‌ول یه‌ێ تکسێ که ناسیمنی په‌ێدا بکه‌یمن، بایه‌د ره‌سه‌نایه‌تی(اصالت) تکس سه‌رچاوه‌یش -ئه‌ڕا نموونه شانامه‌ی فرده‌وسی- یه‌ی جار له وه‌ر چه‌و بگریمن و چک بکه‌یمن و بزانیمن ک ئایا شانامه‌ێ فرده‌وسی خو‌ه‌ێ سورس(منبع) و سه‌رچاوه‌ێگه ک ئه‌و دۊای ره‌وایه‌ته‌یل ئێرانی له رۊ ئه‌وه هاتنه، یا نه شانامه‌ێ فرده‌وسی خوه‌ێ یه‌کێ له ته‌ولیده‌یل و ره‌وایه‌ته‌یل حماسی ئێرانه؟! شانامه‌ێ فرده‌وسی ئه‌وه‌ڵه‌ن خوه‌ێ ته‌ولید یه‌ێ پروسه‌ێ دۊر و دریژه، ته‌قه‌لا و کووشش ئایه‌مه‌یل جیاواز و فره‌ێ له سه‌رده‌م سامانیه‌یل. وه‌رجه فرده‌و‌سیش ئیمه ئێ جوور ته‌ڵاش و ته‌قه‌لایلێ دێریمن، لانی‌‌که‌م وه‌رجه فرده‌وسی 6 یان 7 گله شانامه وه ئێ عونوانه شروو بۊه، چ وه نه‌زم و چ وه په‌خشان(نثر) ک وه هه‌رحاڵ به‌شێگه‌لیان سه‌رکه‌فتنه‌و و به‌شێگه‌لیانیش ناموه‌فه‌ق بۊه‌و به‌شێگه‌لیانیش ته‌نیا ناوێ له لیان وه ده‌سمان ره‌سیه. راست ئه‌وه‌سه ک ئێ چشته که ئیمه وه عونوان ژانر شانامه‌نۊسی له وه‌ر باس خه‌یمن، وه‌رجه فرده‌وسیش وجوود داشتگه‌و ره‌وایه‌ته‌یلێ جووراجوورن. شانامه‌ێ کوردییش به‌شێ له ره‌وایه‌ته‌یلێ جوور شانامه‌ێ فرده‌وسیه. ئه‌مان "لزوماً" جوور یه‌ک بۊن ئه‌ول شانامه‌ێ فرده‌وسی یان جیاواز بۊن ئه‌ول شانامه‌ێ فرده‌وسیا مانادار نییه ئه‌ڕا یه‌گ بۊشیمن تکسمان ره‌سه‌ن(اصیل) هه‌س یا نه. له واقع معیار ئیمه شانامه‌ێ فرده‌وسی نییه. معیار ئیمه مه‌جمووعه‌ێ جووراجوورێ له ره‌وایه‌ته‌یل حماسی و پاڵه‌وانی ئیرانیه ک فره وه‌رجه فرده‌وسی شروو بۊنه‌و دۊای فرده‌وسیش دریژا داشتنه. مه‌به‌ست(منظور) مِ ئه‌وه‌سه ک ئه‌گه‌ر قه‌راره بۊشیمن شانامه‌ێ کوردی ره‌سه‌نایه‌تی دێرێ یا نه، بایه‌د تماشا بکه‌یمن ک ئه‌ول ئه‌و دۊای ره‌وایه‌ته‌یلا تا چه‌نێ دۊر و نزیکی دێرێ، ئه‌ول پروسه‌ێ ته‌ولید، ئه‌ول مودڵ ته‌ولید، ئه‌ول باوه‌رمه‌ندیه‌یل قه‌دیمی سه‌رده‌مه‌یل خوه‌ێ و... له واقع شانامه‌ێ کوردی و شانامه‌ی فرده‌وسی هردوگیان حاسڵ و ده‌سکه‌فت(نتیجه) پروسه‌یل ته‌ولید جیاوازێگن، وه ئێ دیدگه ک شانامه‌ێ فرده‌وسی له ره‌وایه‌ت حکوومه‌تیگه‌و هاتگه‌، ئه‌مان شانامه‌ی کوردی له ره‌وایه‌ت حکوومه‌تیگه‌و ناتگه‌. به‌نده له ته‌حقیقات خوه‌م وه ئێ نه‌تیجه ره‌سیمه ک شانامه‌ی کوردێ ره‌وایه‌تێ ره‌سه‌ن، وه ره‌وایه‌تێ سه‌روه‌خوه‌ێ بۊه. ره‌وایه‌ت حماسی و پاڵه‌وانی ئێرانیه ک له ناوچه‌ێ زاگروس مه‌نگه‌سه‌ێ و مِ وه پێ ئۊشم ره‌وایه‌ت رووژئاوایی(غربی) حماسی و پاڵه‌وانی ئێران.

مابقی در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام شهریور 1393  توسط محمد مرادی نصاری  | 


دیروز آخرین امتحان ترم تابستانی‌ام بود. در طول این ترم من به نکات مثبت بسیاری رسیدم. برای نمونه در یکی از درس‌های عمومی بحث به حقوق زن و... کشیده شد، من و تعدادی از دوستان دیگر نسبت به برخی قوانین و ناکارآمد بودنشان در جوامع امروزی اشاره می‌کردیم و برای بحث مورد نظر شاهد مثال می‌آوردیم که نمی‌توان برخی قوانین هزاره‌های پیشین، و مردمان جوامع قبیله‌ای مبنای کار حقوقی امروز باشد و... در این میان تنها کسانی که به ما اعتراض کردند همان دختران حاضر در کلاس بودند و قوانین حقوقی مورد بحث را بسیار مناسب و عادلانه می‌دیدند. این عمل یک دلالت روشن برای من داشت و آن نهادینه شدن خودکم‌بینی در زنان است. زنانی که در جوامعی مردسالار تربیت شده‌اند و کم‌بودگی و کم‌دیدن شدن برایشان نه تنها ناخوشایند نیست، بلکه آن را بسیار متعالی نیز می‌بینند. این بحث ارجاعی‌ است به بحثی دیگر که از آن می‌توان به عنوان نوعی از خود‌باختگی و آسمیلاسیون، یا فراموشی زبانی و هویتی نام برد. شاید این روزها دیدن این صحنه که برخی دختران جوان کُرد در ایلام و کرمانشاه و... در مکالمات و گفتگوی میان خود و دیگران زبان اصیل و ایرانی کُردی را کنار گذاشته‌اند و فارسی‌ دست و پا شکسته‌ای با لهجه کُردی تکلم می‌کنند، عجیب نباشد (نه فارسی‌ای فصیح و زیبا، که ملغمه‌ای از کُردی و فارسی). دخترانی که تا یک سال پیش و نهایتا دو سه سال پیش با زبان مادری مکالمه می‌کردند و طبیعتا در هیچ جایی هم از برقراری ارتباط عاجز نبوده‌اند! با این حال این امر برای کسی مثل من یک دلالت روشن و صریح دارد: "خود‌کم بینی و نبود اعتماد به نفس" به زبانی صریح تر این شخص می‌خواهد به من بگوید که از مشکلات شخصیتی رنج می‌برد و چون صفت و هنر برجسته‌ای در خود نمی‌بیند که او را به اصطلاح باکلاس جلوه دهد، ناچار این توهم برای او پیش آمده و به این ریسمان سست چنگ زده است! دخترانی که عموما از پدران و مادرانی نجیب و کُردزبان زاده شده‌اند و بعید می‌دانم در خانه مثلا با مادر خود اینگونه حرف بزنند!!. این در حالی است که هیچ زبانی ذاتاً باکلاس یا بی‌کلاس نیست، یکی از وجوه اصلی زبان برقراری ارتباط است. ارتباطی که نوع زبان به خودی خود در باکلاسی یا بی‌کلاسی آن نقشی ندارد. و این امر صرفا ناشی از آسمیله شدن و توهم افراد است و صدالبته تمرکز ثروت و رسانه در دست گروه‌های که زبانشان با زبان آن دختر کُرد یکی نیست. انکار هویت بی‌شک باعث بروز بحران های روانشناختی و شخصیتی متعددی می‌شود و افراد به جای خود‌کم‌بینی بایست به داشته‌های خود افتخار کنند و خودشان باشند، با تمام کاستی‌ها و برجستگی‌ها. شاید اگر از اینان بپرسی که شما مگر کُرد نیستید؟ بگویند هستیم! و بر این امر نیز واقف باشند اما هویت صرفا مساله‌ای ذاتی نیست و بخشی از آن مساله‌ای گفتمانی است. برای نمونه پیشتر در ترکیه بسیاری از کُردها، همگام و همراه با نظام فاشیستی وقت جهت سرکوب دیگر کُردها بیشترین همکاری را داشتند و حتی از خود ترک‌ها خشن‌تر و مصمم‌تر. اگر از آنان هم می‌پرسیدی طبیعتا بر کُرد بودن خود واقف بودند اما آنان جذب گفتمان هویتی نظام حاکم ترکیه شده بودند! یا کم نیستند کُردهایی که جذب گفتمان‌های متوهمانه و نژادپرستانه شده باشند که متکی بر تاریخ برخی سلسله‌های باستانی است. چرا که فرد آسمیله دیگر زبان و تاریخی ندارد و ناگزیر مجبور است به خیالات قشنگ دیگران دلخوش کند! با این حال بدیهی و طبیعی است که من به هیچ عنوان خدایی ناکرده از دریچه‌ای نژادپرستانه و جزم‌اندیشانه این حرف ها را بیان نمی‌کنم! چرا اگر اینگونه بود کتاب که هیچ، یک دانه شعر هم به زبان فارسی نمی‌نوشتم. و یا اینکه این حرف‌ها بیانگر آن باشد که خدایی ناکرده با هم‌وطنان فارس‌زبان دشمنی یا عنادی داشته باشم. باید قبول کرد که ایران با زبان های اصیل و گوناگونش زیباست، همچون باغچه‌ای با گل‌های رنگارنگ. و مرگ یک گل از زیبایی باغچه کاسته است. و همانطور که برخی دوستان در برابر به کار بردن عبارت "خلیج عربی" به جای "خلیج فارسی" در فلان شبکه خونشان به جوش می آید یا از اسم‌گذاری فلان میدان نفتی با اسامی عربی اشک می‌ریزند، و فردوسی را به خاطر حفظ زبان فارسی در برابر زبان عربی ستایش می‌کنند، باید این حق را هم به دیگران بدهند که لااقل درباره زبان خود بتوانند حرف بزنند وقتی نمی توانند آن را به طور رسمی فرا بگیرند و آموزش دهند!

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم شهریور 1393  توسط محمد مرادی نصاری  | 

 
۱
از رود پرنده ها روان تر بودی  
از هرچه ستاره بی کران تر بودی
ای مرگ بگو چه بر سرت آوردند؟ 
آن بار که دیدمت جوان تر بودی
 
۲
من بی تو نه من، که دلقکی تنهایم 
یک دنیای خالی از آدم هایم 
یک بار در این کلاه گم می گردم 
یک بار از آن کلاه در می آیم 
 
۳
بر گل تو به قدر شبنمی بوسه بریز
هرجا که شکفته شد غمی بوسه بریز
چندیست شراب نزد من کهنه شده
اینبار برای من کمی بوسه بریز
 
۴
سخت است که هر ثانیه در شک باشی 
در دنیایی بزرگ، کوچک باشی 
بعد از عمری درخت بودن حالا
جا کفشی عده ای مترسک باشی  
 
۵
آنسان که پرنده از خطر می فهمد 
یا اینکه درخت از تبر می فهمد  
در روی زمین مگر زمستان را هم 
از گرگ کسی عمیق تر می فهمد؟

مابقی در ادامه مطلب...
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مرداد 1393  توسط محمد مرادی نصاری 

 

سه‌روه‌ن ریک‌و‌پیک

تماشای له مه‌جمووعه شێعر «سه‌روه‌ن شێویاێ» له ناهید محه‌مه‌دی

محه‌مه‌د مورادی نساری

 

ئه‌‌ده‌بیات وه شکڵ دونیای بێ‌سنووری ک هه‌رکه‌سێ تۊه‌نێ وه شێوه‌ێ دڵخوازێ له تێ بژیه‌ێ، رۆڵ (نقش) گه‌ورا و گرنگێ له شکڵ‌دان وه بیر و باوه‌ڕ ئنسان، وه هه‌ر ئێجووره له دره‌وسیان ئستعداده‌یلێ داشتگه، وه تا راده‌ێگ (اندازه ای) سه‌نگه‌رێ ئنسانی له به‌رانبه‌ر ده‌سڵاتداره‌یل و پێوه‌نده‌یل نادیار جه‌ماوه‌ر بۊه. هه‌رچه‌ن له هه‌ر سه‌رده‌مێ ئێ رۆڵه فه‌رخ کردگه. (جار ئه‌ده‌بیات خوه‌ێ بایس ته‌سبیت گوفتمان قودره‌ت بۊه). ژن وه عونوان کوتێ له کوومه‌ڵگا (جامعه) له سیستم ته‌به‌قاتی (سرمایه‌داری) و پیاگ‌سالار، هه‌میشه ژێرده‌س و جه‌وربار بۊه. وه نه‌تۊه‌نسگه له ناو جامعه وه شێوه‌ی دروستێ ئستعداده‌یل خوه‌ێ نیشان به‌ێ، وه ته‌نیا ئه‌ڕا له‌زه‌ت تماشای کریاگه‌و قوربانی ئه‌و سیستم و باوه‌ڕه بۊه ک چاڵاکی فه‌رهه‌نگی و کوومه‌ڵایه‌تی (اجتماعی) ئافره‌ت قه‌بوول نه‌ێرێ، وه له جی ئه‌وه‌گ ته‌قه‌لا ئه‌ڕا په‌ڕه‌پێدان و دره‌وسیان ئستعداده‌یلێ بکه‌ێ، یا وه مه‌سره‌ف‌گرایی (خرید کردن)، وه یا له چوارچێوه‌ی ئاشپه‌زخانه خه‌ڵه‌تانگه‌سه‌ێ. «در سرمایه داری امروزی، فروش کالای مصرفی به زنان جای فروش زنان به عنوان کالای مصرفی را گرفته است»(ایولین رید، آزادی زنان،ص156، ترجمه افشین مقصودی) له ئێره‌سه ک هونه‌ر وه ئه‌ده‌بیات تۊه‌نێ وه عونوان تریبوونێ ئه‌ڕا هاوار و به‌یان کردن ناڕه‌زایه‌تی وه کار بای. ئه‌ده‌بیات ژن، وه تایبه‌ت شێعر ژن، یه‌کێ له ئێ بواره‌یله‌سه ک له‌باره‌ێ باس که‌یمن. ئه‌گه‌ر ئیمه سه‌رنج به‌یمن وه مێژوو ژن ئێرانی دۊنیمن ک بارودووخ (وضعیت) ژنه‌یل ئێرانی له دۊای راپه‌ڕین (قیام) مه‌شرووته، گوورانکاریه‌یل فره‌ێ وه خوه‌ێ دی، ک بایس به‌شداری زێاتر ژنه‌یل له مسائڵ فه‌رهه‌نگی و کوومه‌ڵایه‌تی بۊ. «حیات نوین اجتماعی، فرهنگی و لاجرم ادبی زن ایرانی با نهضت مشروطه آغاز می‌شود. در این عصر تحولات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بر ذهنیت و اندیشه شاعران زن ایرانی اثری درخور تامل نهاد و باعث شد... نسبت به واقعیت های ملموس سیاسی، اجتماعی زمانه خویش و مسائلی نظیر دغدغه کسب هویت و جدال با محرومیت‌ های تاریخی توجه نشان دهند» (شعر زن از آغاز تا امروز، پگاه احمدی، ص11) هه‌ر له سه‌ر ئێ هه‌لومه‌رجه، شێعر ژن هه‌رچێ ک وه‌ره‌و نوا چی، که‌م که‌م شێوه‌ی به‌یان جیاوازێ ئه‌و خوه‌ێ گرت و بۊه خاوه‌ن ده‌نگ دیاری و زوان تایبه‌تی خوه‌ێ. شێعرێ ک جوور ئه‌وسا ناوه‌رووکێ (محتوایش) ته‌نیا فراق دڵدار و داخ دۊری و چه‌و پڕ خۊن و... نه‌ۊ، وه تایبه‌تمه‌ندیه‌یل جیاوازی وه‌ل شێعر پیاگا داشت. شێعرێ ک له ده‌روه‌چێ پیاگانه‌و ئیسفای خوه‌ێ نه‌گرت، وه تا راده‌ێگ بۊه خاوه‌ن ئحساس و له‌ش خوه‌ێ.  
مه‌به‌ست ئیمه له ئێ باسه، ناساندن کتاو تازه‌ێ "ناهید محه‌مه‌دی" یه‌کێ له شاعره‌یل و نۊسه‌ره‌یل چاڵاک شار "ئه‌یوان" سه‌ر وه پاریزگای ئیلامه، ک تا ئێرنگه چه‌ندین کتاو له بوار شێعر و ئه‌ده‌بیات‌ فولکلور کوردی نۊساگه. ک ئه‌ڕا نموونه تۊه‌نیمن وه "چه‌وه‌ڕی" (مجموعه شعر)، "ده‌روه‌چه‌یل شه‌که‌ت" (مجموعه شعر)، "هاوار به‌رۊ" (مجموعه شعر)، "نه‌رگس په‌ژاره" (مجموعه شعر)، "کلهرنامه" (گردآوری ادبیات فولکلور) وه چه‌ند به‌رهه‌م ئاماده‌ی چاپ، ئاماژه بکه‌یمن. هه‌رله‌ێوا مانگ گوزه‌یشته تازه‌ترین به‌رهه‌م خوه‌ێ وه ناو "سه‌روه‌ن شێویاێ" له لایه‌ن چاپه‌مه‌نی "دستان" له تێران چاپ و بڵاو کردگه. وه‌رجه هه‌ر چشتێ یه‌کم باسمان له سه‌ر ناو ئێ کتاوه‌سه: (سه‌روه‌ن شێویاێ) ک بێ‌هیچ تعارفێ یه‌کێ له ره‌نگین‌ترین ناوه‌یلێگه ک تا ئێرنگه ئه‌ڕا کتاوه‌یل کوردی خوارین نریاگه (هه‌ڵبه‌ت مه‌به‌ستم کتاوه‌یل شێعره). که‌لیمه‌ێ "سه‌روه‌ن" وه‌ل سفه‌ت "شێویاێ" بایس بۊه ک مانا و ئرجاعات ئێ ته‌رکیبه چه‌ن به‌رانبه‌ر ئه‌و بوود. "دکتر غلامحسین کریمی‌دوستان" له پێشه‌کی ئێ کتاوه ئۊشێ: «تلاش کردم که در این مقدمه یک معادل فارسی برای (سه‌روه‌ن شێویاێ) بیاورم و اعتراف می کنم که نتوانستم، چون کلمه‌ی اول آن (سه‌روه‌ن) که ترجمه ناقص و ناشیانه آن (سربند) فارسی است، قسمتی از لباس زنان کُرد کلهر است... و چنان بار فرهنگی، تاریخی و سنتی و اجتماعی دارد که گذاشتن هر معادلی در هر زبان دیگر برای آن، ظلم در حق کلمه (سه‌روه‌ن) است. به اشتباه تصور می کردم که برگردان جزء دوم عنوان این کتاب یعنی (شێویاێ) آسان است و به معادل‌های نارسا و ناقصی مثل: آشفته، به‌هم ریخته، از فرم افتاده و زوار دررفته فکر کردم ولی نه تنها از نظر مفهومی آنها را مناسب ندیدم، بلکه آمدن این کلمه به دنبال واژه (سه‌روه‌ن) چنان بار فرهنگی و معانی ضمنی به آن می‌دهد که برگزیدن یکی از معادل‌های مذکور یا هر معادل دیگری در زبان فارسی را برای آن ناصواب و نامناسب می‌بینم» جیا له ره‌نگینی و زه‌وقێ ک ئه‌ڕا ئه‌ڵوژانن ئێ ناوه وه کار بریاگه، ئێ کتاوه له دو به‌ش شێعر کڵاسیک و شێعر ئازاد دروست بۊه ک بریتییه له 19 شێعر کڵاسیک و 20 شێعره ئازاد، هه‌ڵبه‌ت چه‌ن پارچه له ئێ شێعره‌یله ته‌رکیبێ له شێعر ئازاد و کڵاسیکن:

له شه‌و په‌ره‌سه‌یل ترسم، چراخێ ئه‌ڵگر و به‌و
نه‌یلا ئاسمان بمرێ ستاره‌یل بچنه‌و خه‌و...

سه‌روه‌ن ژینم شێویاس، دڵم سیه‌س له زنه‌ی
سه‌رێ گوڵوه‌نی رام بار، چه‌پێ میخه‌ک به‌م له قه‌و

سوومای گلاره‌م چییه، دڵم پسا کوور بوودن
تووزێ سۊه‌رمگ بێه وا، تا بڕه‌ژم هه‌ر دو چه‌و
ص9

مابقی در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393  توسط محمد مرادی نصاری  | 


(به استاد کامبیز کریمی)

شێت تو بۊه، ک دڵ له باوان ناگه


ئێ رووباره له بان تو گیان ناگه

له ناو چه‌مه‌دان ماسیه‌گانێ چنیه

له داخ چه‌وت سه‌ر وه بێاوان ناگه



برگردان:

از هرچه که هست، روی گردان شده است

رودی که پریشان پریشان شده است

ماهی ها را در چمدانش چیده

از داغ تو راهی بیابان شده است

محمد مرادی نصاری

 

محمد مرادی نصاری

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم خرداد 1393  توسط محمد مرادی نصاری  | 

 

گیرفانێ پڕ له قه‌ن

 

تماشای له مه‌جمووعه‌ شێعر فه‌رهاد شاهمورادیان وه ناو "جیبم پر از رد پاست"  له وه‌رگێڕان جه‌لیل سه‌فه‌ربه‌یگی

 

محه‌مه‌د مورادی نساری

 

 

 

ته‌مه‌ن شێعر کووتا وه دریژای ئه‌ده‌بیات و مێژووه. ته‌نانه‌ت ئیمه تۊه‌نیمن بۊشیمن که بنه‌وای فره له کتاوه‌یل ئایینی شێعر کووتا بۊه، ک زوورم وه‌ شێوه‌ی دوعا یا شێوه‌یل‌تر، له مه‌راسمه‌یلی که داشتنه خوه‌نیانه. هه‌رئێجووره شێعر کووتا به‌ش فره گه‌ورای له ئه‌ده‌بیات فولکلور داگرتگه ک یه خوه‌ێ نیشان‌ده‌ر کاریگه‌ری و شوون‌دانان شێعر کووتا له ناو نه‌ته‌وه‌یل جیاوازه. شێعر کووتا له قاڵبه‌یل جووراجووری نۊسیاگه که ئه‌ڕا نموونه تۊه‌نیمن وه: سێ‌خشتی، چوارینه (دوبیتی)، چوارخشتی (رباعی)، ته‌رح، که‌لیمه‌ی قسار، لیکو و موتو (ک تایبه‌ت به‌لووچستان له رووژهڵات ئێرانن)‌ وه هه‌رئێجووره هایکو ئاماژه بکه‌یمن. به‌شێ له ئێ قاڵبه‌یله تایبه‌ت کورده‌یل بۊنه جوور: سێ‌خشتی و چوارینه. ئه‌گه‌ر ئیمه سه‌رنج به‌یمنه کتاوه‌یل مێژووی ئه‌ده‌بیات دۊنیمن ک وشه‌ی وه ناو "دوبیتی" له هۊچ کتاو قه‌دیمی فارسیێ ناتگه‌و یه‌کم‌جار له سه‌ره‌تای سه‌رده‌م 8 کووچ مانگی وه شێوه‌ی له شێعر که ئمڕوو له ئه‌ده‌بیات فارسی وه "دوبیتی" ناسیمن وه‌تیاگه و یه‌کمین چوارینه‌یگیش ک وه زوان فارسی نۊسیاگه سه‌ر وه سه‌ده‌ی 10 و 11 کووچ مانگیه. "ئه‌مینودین ته‌وریزی" (امین‌الدین تبریزی) (720 ک.م) له کتاو خوه‌ێ وه ناو "امالی" ئۊشێ: «جمیع بلاد عراق عجم را فهلوه می گویند و سخنان ایشان را فهلوی، و قبیله‌ای بودند در همدان که ایشان را اورامنان گفتندی که همیشه دوبیتی گفتندی. دو بیت فهلوی را به جهت آن اورامنان می گویند»(ص 104) له‌باره‌ی قاڵب سێ‌خشتی هه‌م تۊه‌نیمن بۊشیمن ک تایبه‌ت کورده‌یل بۊه. له به‌ناوبانگ‌ترین سێ‌خشتی نۊ‌سه‌یلیش وه "جافه‌رقولی کورمانجی" (جعفرقلی کرمانجی) تۊه‌نیمن ئاماژه بکه‌یمن ک له سه‌ده‌ی 12 هه‌تاوی له کووچان یان قووچان ژیاگه‌. ئه‌گه‌ر له باس مێژووی قاڵبه‌یل کووتا بایمنه‌و ده‌ر، بایه‌د سه‌رنج به‌یمنه کاریگه‌ری و پێشوازی کردنی ک له‌ی ساڵه‌یل دۊائگه له قاڵبه‌یل کووتا کریاگه.  
ئمڕووژه له سه‌رده‌م گه‌شه کردن تکنولوژی و خێرایی گرتن ژیان ئنسان قاڵبه‌یل کووتا زێاتر له جاران که‌فتنه‌سه وه‌ر چه‌و. هه‌ر ئه‌و جووره ک ژیان ئایه‌م وه‌ره‌و لای جه‌م‌و‌جوور کردن چشته‌یل جیاواز چوو، مه‌ردم هه‌م وه شێعره‌یل کووتا و جه‌م‌و‌جوور فێشتر بایه‌خ ده‌ن (هه‌ڵبه‌ت ئێ قسیه‌ وه مانای حوکمێ ئه‌ڕا فه‌وتان شێعر بڵێن و... نییه).
له تایبه‌تمه‌ندیه‌یل شێعر کووتا له هۊر مه‌نن ئێ قاڵبه‌سه. هه‌رئێجووره بڵاو کردن ساده و ساکارێ وه شێوه‌یلێ جوور ئس ئم ئس و...   
له لای ئێ خاسیه‌یله، قاڵبه‌یل کووتا دژواره‌یل تایبه‌تی خوه‌ێانیش دێرن ک ئه‌ڕا نموونه‌ تۊه‌نیمن له سنوورداری (محدودیت) شاعر له وه‌رگرتن واژه له شێعر کووتا باس بکه‌یمن ک شاعر بایه‌‌د له که‌مترین واژه‌، مانا و فکر خوه‌ێ ئنتقاڵ به‌ێ.  
مه‌به‌ست ئیمه له ئێ پێشه‌کیه ناساندن کتاو تازه‌ی "فه‌رهاد شاهمورادیان" شاعر به‌ناوبانگ ئیلامی وه ناو "جیبم پر از رد پاست"ـه ک له وه‌رگێڕان شاعر هاوچه‌رخ ئێران "جه‌لیل سه‌فه‌ربه‌یگی" وه شێوه‌ی دو زوانه له لایه‌ن چاپه‌مه‌نی "فصل پنجم" له تێران چاپ و بڵاو کریاگه.  
فه‌رهاد شاهمورادیان وه‌رجه‌یه کتاوه‌یل: "اردبیهشت و ماه" (غزل فارسی)، «تو کنار آتشی من برف پارو می کنم» (دوبیتی کوردی،ترجمه جلیل صفربیگی-دو زبانه)، وه کتاو «نوون دووس» (غزل کوردی) بڵاو کردگه. کتاو "جیبم پر از رد پاست" له 112 شێعر کووتا ساز کریاگه.

شوون پات
وه‌فر دڵم ئه‌و تێوان
یه‌مه چۊ فێرت بکه‌م؟

(ردپایت
برف دلم را آب کرد
حالا چطور جستوجویت کنم؟)

شوون پاێ خوه‌م ئه‌ڵگرتم
ره‌سیمه تو!

(ردپای خودم را دنبال کردم
به تو رسیدم)

کیه‌نیم
خوه‌م نیشم
شوون پام رێ که‌ێ

(چشمه‌ام
خودم نشسته‌ام
ردپایم راه می رود)


مابقی در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم اردیبهشت 1393  توسط محمد مرادی نصاری  | 


سڵاو و رێز هاوریان!
کۆمه‌ڵه‌ شیعرێک له «سه‌یدعه‌لی میرئه‌فزه‌لی» (شاعیری هاوچه‌رخی ئێران) له وه‌رگێرانی مندا به کوردی خوارین له ژێرناوی "یه‌ێ نه‌‌فه‌ر هه‌میشه زام، یه‌ێ نه‌فه‌ر هه‌میشه تیخ" له لایه‌ن ئه‌نستیتو شه‌فه‌ق له به‌غدا بڵاو کرایەوە.
دۆستانی به‌رێز بۆ داگرتنی ئه‌م به‌رهه‌مه له‌ سه‌ر ناونیشانه‌ ئه‌نتێرنێتیه‌ی خواره‌وه‌ کرته‌ بکه‌ن! هیوای سه‌رکه‌وتن!

 

سلام و ارادت دوستان!
گزیده شعر «سیدعلی میرافضلی» شاعر معاصر با ترجمه‌ی کُردی من با عنوان «یه‌ێ نه‌‌فه‌ر هه‌میشه زام، یه‌ێ نه‌فه‌ر هه‌میشه تیخ» (یک نفر همیشه زخم، یک نفر همیشه تیغ) توسط انستیتو بین المللی «شفق» منتشر شد.

دوستان عزیز می توانند فایل PDF این مجموعه را از لینک زیر دانلود بفرمایند!

برای دانلود  اینجا  کلیک نمایید!





+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393  توسط محمد مرادی نصاری  | 

 

«در ابتدا كلمه بود و كلمه نزد خدا بود و كلمه خدا بود»
كتاب مقدس

 

ترجمه (Translation) یکی از عناصر ارزشمند و تاثیرگذار در رشد و توسعه‌ی جوامع است، درباره‌ی فواید آن بی شمار می توان نوشت از آگاهی یافتن از دستاوردهای علمی و فنی تا تبادل اطلاعات فرهنگی و ادبی تا مبادلات تجاری و... نخستینِ ترجمه ها متعلق به چندهزار سال پیش است. برای مثال در مصر نوشته ای را به دو زبان در منطقه الفاتین ( Elephantine ) یافته اند که متعلق به مصرباستان است و نشان دهنده‌ی قدمت ترجمه. اما شروع رسمی ترجمه به 240 قبل از میلاد باز می گردد که شخصی به نام لیویوس آندریکوس متن ادیسه هومر را به لاتین برگردانده است.
در زمان گذشته و حال تعاریف و دسته بندی های مختلفی برای ترجمه صورت گرفته است برای نمونه:
ويني و داربلنت
( Viney & Darbelent
 ) ترجمه را به دو نوع مستقیم و غیر مسقیم تقسیم بندی نموده اند. این دو نوع خود شامل زیر مجموعه های مختلفی نیز می شوند.
فرمالیست ها ترجمه‌ی شعر به زبانی دیگر را امری ناممکن می دانستند، به قول تینانوف: «در شعر نظام معنا شناسیک واژگان همان نظام آشنای زبان معیار نیست» فرمالیست ها معتقد بودند در ترجمه شعر همواره معنایی (معناهایی) خاص از میان مجموعه معنای ممکن واژه از دست می رود. یاکوبسن معتقد بود در برگردان شعر، تاویل مترجم از واژه ترجمه می شود و نه خود واژه. همچنین پاره ای از واژگان شعر و مقوله های شعری را نمی توان به زبانی دیگر ترجمه کرد. برای مثال تاثیری که شعر "زمستان" اخوان ثالث بر مخاطب ایرانی دارد هرگز همسان تاثیر ترجمه آن به زبان فرانسه بر خواننده‌ی فرانسوی نیست!
بعبارتی برابر و معادل دقیق معناشناسیک در ترجمه یافتنی نیست. همانطور که واژگان مترادف در یک زبان دارای معنای واحدی نیستند واژگان هم‌ارز در زبان های متفاوت نیز معانی یکسانی ندارند. هر واژه در هر ساختار و بافت زبانی خویش معانی ضمنی و متعددی را یادآور می شود که شماری از آنها در ترجمه از بین می رود. در شعر زبان به کار آفرینش معانی چندگونه می آید و انتقال تمامی این معانی از راه ترجمه به زبانی تازه ممکن نیست.
یاکوبسن می گوید: «شعر بنابر تعریف خود ترجمه ناپذیر است، تنها می توان جایگردانی آفریننده ای انجام داد» به اعتقاد یاکوبسن موانعی زبان شناسیک و معناشناسیک در این راه وجود دارد که امر ترجمه را ناممکن می کند! پس بعبارتی در ترجمه‌ی هر شعر، «شعر جدید» یا «متن دوم» خود رخداد زبانی تازه ای است که صرفاً رابطه ای بینامتنی با شعر یا اثر قبلی دارد و بنابر همان قواعدی که در مورد «متن اصلی» (یعنی شعر در زبان نخست) به کار می رفت تا روشن شود زیباست یا نه، این شعر تازه هم می تواند زیبا باشد یا نباشد!

مابقی در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393  توسط محمد مرادی نصاری  | 




ئاگرکوشنه‌وه‌یل
(1)


«ئولخاڕیو» نه ته‌نیا له خه‌ۊ زانستن و پێش‌بینی شاره‌زا بۊ،به‌ڵکه وه ئێ کاره‌یشه شانازی کرد. جارێ ک دڵێ ‌قرچیا وه‌ت: «سوو واران وارێ» ئه‌ێلا و ئه‌ولا نێاشت و واران بێ‌شک واری. جارێ پشت که‌پووڵ خوه‌ێ خوران و وه‌ت: «رووژ سێ‌شه‌مه له قورعه‌کیشان به‌خت ئه‌زموونی(2)، قورعه‌ێ شماره‌ێ 57 براوه(3) بوو»

له ئه‌و رووژه شماره‌ی 57 له ناو سندووق درات و براوه بۊ. له به‌هبه‌هـ و چه‌هچه‌هـ ره‌فیقه‌یلێ هه‌میشه فره کێف کرد. به‌شێ له ره‌فیقه‌یلێ هێمان دیاری‌ترین پێش‌بینی ئه‌ۊ ها وه هۊریان ک بێ‌‌که‌م و زیاێ ئه‌ڵکه‌فت(4). وه‌ل یه‌کا له نواێ دانشگا رێ کردن ک له ناکاو ماشینه‌یل ئاگر کوشنه‌وه وه قیژقاژ ره‌د بۊن و بێ‌ده‌نگی شه‌وه‌کی شکانن. ئولخاڕیو بزه خه‌نگێ کرد و وه‌ت: «پیم دیاره ماڵه‌ێ م ئاگر گرتگه»

ره‌فیقه‌یلێ وه نیشانه‌ێ ستایش تماشاێ کردن و هیچ نه‌وه‌تن. زۊزی تاکسیێ گرتن و وه‌ شووفر وه‌تن ک له شوون ماشینه‌یل ئاگرکوشنه‌وه بچووگ. له خێاوان «ری‌‌بیرا» ک ره‌د بۊن، وه‌ت: «شک نه‌ێرم ماڵێ منه ئاگر گرتگه» ره‌فیقه‌یلێ حساوی کێف کردن. ماشینه‌یل ئاگرکوشنه‌وه له ری‌‌بیرا ره‌د بۊن و ره‌سین وه ئه‌و خێاوانه ک ئولخاڕیو له تێ ژیا. دڵه‌ڕه‌په‌و کێف دووسه‌یلێ وه ئه‌وج ره‌سی. ماشینه‌یله له نواێ ماڵ ئولخاڕیو وسان ک داشت له ناو ئاگر سزیا. ئاگرکوشنه‌‌وه‌یل زۊزی ده‌س وه کار بۊن و بێ‌هه‌ڵه‌په‌له کار خوه‌یان شرووع کردن. جار جار بڵووزه‌ێ له ده‌روه‌چ ته‌به‌قه‌ی دوهم درات.  

ئولخاڕیو وه حوزم(5) و شانازی فره‌ێ له تاکسی هاته‌و خوار و گریه‌ێ که‌رواته‌گێ رێک و پێکه‌و کرد و چۊ قاره‌مان راست کردارێ، چه‌وه‌ڕێ ئه‌ژنه‌فتن ده‌س خوه‌ش و ئافه‌ره‌م وه‌تن دووسه‌یلێ وسا...



Mario Benedttiنۊسه‌ر: ماریو بندتی 
و: محه‌مه‌د مورادی نساری

پی نوشت:

1-ئاگرکوشنه‌‌وه‌یل: آتش نشان ها
2-به‌خت ئه‌زموونی: بخت آزمایی
3-براوه: برنده
4-ئه‌ڵکه‌فت: اتفاق افتاد
5-حوزم: وقار





اشاره: این برگردان پیش تر در سایت فرهنگی-هنری بلوط منتشر شده است.


+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1392  توسط محمد مرادی نصاری  | 


۱

زڵفت بکه‌ره‌و، ک رووژمان یه‌ێلا بوو
 
ده‌م وا بکه تا که‌نۊ عه‌سه‌ڵ پێدا بوو
  
له زرک چه‌وه‌یل تنه ئاساره ئڵاێ
 
له ژێر کراس تنه خوه‌ر ئاوا بوو
 


۲

زڵفت بکه‌ره‌و... هوونکه تافه‌ێ ئاوت
 
خوه‌شحاڵ ک مه‌س بکه‌م له کۊزه‌ێ چاوت
 
ئه‌زره‌ت وه دڵم زوانمان بێ‌ده‌نگ نه‌و
 
یه‌ێ رووژ وه کوردیه‌و بنۊسم ناوت
 


۳

شڕ که‌ن له‌ وه‌رم... داوڵ میرکانه‌یلم

چوو هشک ره‌قێ نانه له جی رانه‌یلم
 
ئه‌زره‌ت‌ وه دڵم خودا خوه‌زه‌و لانه بکه‌ێ

یه‌ێ جار مه‌لۊچگێ له گیفانه‌یلم


اشاره: این رباعیات پیش تر در سایت فرهنگی هنری بلوط منتشر شده اند.


+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1392  توسط محمد مرادی نصاری  | 


هه‌م زافران، هه‌م زیره

چم ڕا ماڵ داپیره

 

که‌وش و شه‌‌ڵواڵه‌م قووزه

ئمروو عه‌‌ید نه‌ورووزه

 

چۊ گوڵ باخی ره‌نگینم

ماسی سفره‌‌ی هه‌فت سینم

 

خۆشحاڵم و خۆشحاڵم

گه‌وراتر له ئه‌و ساڵم...  

 

داپیرم ده‌ر وا که‌یدن

وه پیریمانه‌و تیه‌یدن

 

وه تاتی تاتی تاتی

ئۊشێ ڕووڵه خوه‌ش هاتی

 

داپیر  م  ئه‌زیره

منێگه ڕۊن هیزه


اشاره: این شعر پیشتر در سایت فرهنگی-ادبی ژیار کورد منتشر شده است.


+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1392  توسط محمد مرادی نصاری  | 

 

نگاهی به مجموعۀ رباعیات «نواختن ویولون با ارّه» اثر محمد مرادی نصاری

مهدی احمدی خواه
 


نوشتن در مورد شاعران جوان کاری بسیار ظریف و دشوار است، چرا که تلخی گاه­گدار نقد ممکن است شیرینی و شور و شوق را در وجود این عزیزان کمرنگ کند و آن­ها را نسبت به ادامۀ کار سرد و بی ­میل. و از سویی هم ننوشتن در مورد این شاعران عذری بدتر است؛ زیرا ننوشتن و یادآوری نکردن لغزش ­های این راه، شاعران جوان را به  ناکجا می ­کشاند و ما بارها و بارها این مصیبت را دیده و تجربه کرده­ایم. چه بسیار جوانانی بودند که زمانی با انرزی و ذوق بی­ مثال و آن ِ شاعرانه پا در عرصۀ شعر گذاشتند امّا به دلیل همین سکوت­های نابجا یا از راه باز مانده­اند و خانه­نشین شدند یا چنان به بی ­راهه رفتند و در توهم شاعری غرق شدند که امروزه اهالی شعر عطایشان را به ادعایشان بخشیده است و از خود و هنرشان کاملاً مأیوس گشته.

   حال که نگارنده دست به قلم برده و این گفتار را به رشته در می ­آورم امید آن است که چند سطری در مورد زیبایی­ها و نکات برجستۀ مجموعه رباعیات «نواختن ویولون با ارّه» اثر شاعر جوان و دوست داشتنی آقای محمد مرادی نصاری بنگارم. و جاهایی را که هم نیاز به بیش کاری این شاعر جوان دارد یادآور شوم. اینک مجموعۀ «نواختن ویولون با ارّه» را که  بهار امسال (1392)  توسط انتشارات نصیرا چاپ و راهی عرصۀ بی­کران شعر فارسی شده، از زوایایی مورد بررسی قرار می ­دهیم که ضمن آرزوی شور و شعری پویا و ماندگار برای سُراینده­اش به موارد زیر می ­پردازیم:

الف) برجستگی ­ها و هنرآفرینی­ ها

1- نگاه شاعر به جهان پیرامون خود یک نگاه عمیق، جزیی­نگر، تصویرساز و زنده است به گونه­ای که مخاطب اشعارش با شنیدن هر رباعی پر از هیجانی شور انگیز می­شود و دریچه­ای بر روی نگاهش باز می­ شود (اگرچه آمیزه ­ای از یأس باشد)

چشم تو عجب قصۀ تو در تویی    

 

آیینه در آیینه شده هر سویی

آن­گونه که از مستی موهایت، باد

 

افتاده به هذیان و پریشان­ گویی

شاید در نگاه اول بین بیت اوّل و دوم ارتباطی عمیق دیده نشود امّا وقتی که خوب نگاه می کنیم می­بینیم که باد، مست و جادوی چشمان تو در توی یار شده است که به هذیان و پریشان­گویی دست زده است.

در روی زمین مگر زمستان را هم

 

از گرگ کسی عمیق­ تر می ­فهمد؟

زمستان و سرمای آن با معیّت گرسنگی آنقدر گرگ را در خود گرفتار کرده است که او را به میان آدمیان می­ کشاند؛ آدم­هایی که به جان گرگ تشنه ­اند. آری هیچ کس زمستان را از گرگ عمیق ­تر درک نمی­کند.

من بی ­تو زمین را به زمان می ­کوبم

 

مشتی محکم بر این جهان می ­کوبم

همچون اسبی که حس کند زلزله را

 

می­غُرم و سر به آسمان می­ کوبم

نبود معشوق برای شاعر ویران­گرتر از زلزله است، آنقدر ویرانگر که شیهۀ اعتراض آمیز اسب را تبدیل به غُرّشی شیر وار می­کند.

کو جنگل و قصه­ های دیو و پری ­ات؟

 

آن چشمۀ بی­قرار نیلوفری ­­ات؟

بر تو چه گذشته اینچنین خاموشی

 

مانشت! منم عقاب خاکستری ­ات

چه زیباست وقتی که می­بینیم شاعری جوان با این همه اعتماد به نفس خود را عقاب تیزبین و مقتدری می­ بیند که می ­خواهد مانشت را از خواب بیدار کند تا بیش از این خاموشی و خواب و بی ­خیالی هستی اش را بر باد ندهد و او را به یاد گذشتۀ زیبای پر از شور و اقتدارش می ­اندازد.

چون کوه همیشه خسته و پا برجاست

 

در چشمانش حکایتی از دریاست

این ماهی سرخ رودهای موجی

 

امروز اسیر حوض آسایشگاه ست

   از بیت اول اگر بگذریم بیت دوم چه زیباست! جانبازی که به خاطر موج گرفتگی حاصل از انفجار که یک روز ماهی سرخ رود های پرموج بود امروز اسیر تخت آسایشگاه و بیمارستان شده است. و صفت موج برای رود، موج حاصل از انفجار را نیز به ذهن متبادر می کند.

ای مرگ بگو چه بر سرت آوردند؟

 

آن بار که دیدمت جوان تر بودی

یا...

یک دسته کلید... –تا ابد تنهایی-

 

هی خانه به خانه می رود تنهایی

این قفل چه اختراع غمگینی بود

 

از قفل شروع می شود تنهایی

و در چنین بیانی ست که مخاطب به زیبایی، تنهایی را احساس می کند.

2- ناتمام گذاشتن مصاریع و حذف افعال که از خصیصه های شعر امروزست. باعث شده که مخاطب (چه بخواهد و چه نخواهد) در پایان بندی مصراع و کشف و شهود آن سهیم باشد و این یعنی شعر با مخاطب تمام می شود نه شاعر.

آخر چه قدر فراق ماهی ها را...؟

 

ما از چه کسی سراغ ماهی ها را...؟
 

این رود فراموشی سختی دارد 

 

انگار زیاد داغ ماهی ها را... 

3- زبان اشعار آنقدر روان و امروزی ست (البته بجز مواردی که بعد آورده می شود) که شعر را از هر گونه تعقید لفظی و گرفتگی معنایی دور می کند

از آن همه آسمان خراشی هایم

 

تنها، تنها پر عقابی بر جا...



 

 

امروز، زغال کوچکی بر قلیان

 

دیروز برای خود بلوطی بودم 

یا...

در فکر کدام لانه ی خرگوش است؟

 

این گرگ که چنگ می زند بر مانشت 

و الی..

مابقی در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1392  توسط محمد مرادی نصاری  | 


کودک و زبان


یادداشتی به مناسبت روزجهانی کودک
محمد مرادی نصاری

امروز ۸ اکتبر (۱۶مهر) روز جهانی کودک است. راستش نمی دانم چگونه حرفم را شروع کنم و آیا لازم است که یک مقاله ی مرتب بنویسم با رعایت اصول علمی اش یا نه صرفا به نوشتن چند خط با حال و هوایی دوستانه اکتفا کنم. چند وقت پیش یکی از دوستانم که کارشناسی ادبیات فارسی دارند و شاعری بسیار تواناست -هم در حوزه شعر فارسی و هم شعر کُردی- نقل می کرد که در پارک با بچه اش بازی می کرده و دیالوگ آنها به زبان کُردی بوده ایشان گفت که ناگهان یکی از آشناهای دور که تقریبا سواد درست حسابی هم ندارد و اگر هم داشته باشد آن سواد بیشتر کاغذی ست، برگشته است و به ایشان گفته است چرا با بچه فارسی صحبت نمی کنی؟ تا در آینده لهجه نداشته باشد!!! -البته به قول خیلی از دوستان، فارسی ای که ایشان و دیگران منظورشان است به هیچ عنوان آن فارسی فصیح و زیبای دری نیست که صرفاً فارسی دسته و پا شکسته ای ست با نحو کُردی. ایشان گفت در جواب گفته ام که بلد نیستم! و طرف هم نگاه سرشار ترحمی به من انداخته و دیگر هیچ نگفته. متاسفانه برخی افراد کم اطلاع که از ضعف هویتی و خودکم بینی رنج می برند خیال می کنند مثلا نداشتن لهجه باعث کلاس است یا اینکه لهجه ی فارسی تهرانی که یکی از لهجه های زبان ارجمند و کهن فارسی ست نسبت به سایر لهجه ها برتری خاصی دارد!! این ماجرا بهانه ای شد برای نگارش این سطرها و اینکه چرا برخی والدین کودکانشان را از این حق اُمی -مادری- محروم می کنند؟
این حرف صرفاً از دریچه ی احساسات ناسیونالیستی نیست چرا که اگر بود من خودم به زبان فارسی شعر نمی نوشتم. بر اساس بسیاری از تحقیقات علمی کودکانی که به دو زبان صحبت می کنند قدرت تجزیه و تحلیل و یادگیری بسیار بیشتری نسبت به همسالان تک زبانه خود دارند. (برای نمونه نتایج مطالعاتی که در سال ۲۰۰۹ توسط گروهی از دانشمندان عصب زبانشناسی مدرسه عالی بین المللی مطالعات پیشرفته در تریسته ایتالیا به سرپرستی «ژاک ملر» انجام و نتایج آن در مجله ساینس منتشر شد نشان داد که مغز کودکان دو زبانه فعالتر از کودکان عادی بوده و در نتیجه پدیده دوزبانه بودن یک امتیاز شناختی برای این کودکان محسوب می شود)  
چند روز پیش کتابی از نوآم چامسکی زبان شناس شهیر خواندم که گفته بودند در دو مقطع سنی یکی در هفت -هشت سالگی  و یکی هم در نزدیکی سن بلوغ یادگیری زبان دچار توقف و تغییرات زیادی می شود، ایشان ادامه داده بودند علت این تغییرات هرچه باشد از آن پس یادگیری زبان دوم بسیار سخت می شود البته ناممکن نمی شود و خود فرد هم بسیار اثر گذار است اما از این سن به بعد یادگاری زبان دوم به نوعی بر مبنای گسترش زبان اول است.
حال اگر بخواهیم از دریچه ی انسانی و فرهنگی نیز به این مقوله نگاه کنیم می بینیم که حفظ یک زبان چقدر دارای اهمیت است و این اهمیت بر اهل اندیشه پوشیده نیست که ذکر تک تک موارد آن شاید از حوصله ی این نوشته خارج باشد.

کلام آخر اینکه بیایم در کنار زبان رسمی کشورمان که کودکان خود از طریق تلویزیون، مجلات و مهم تر از همه در مدارس به فراگیری آن خواهند پرداخت، در سنین پایین تر -که نقشی اساسی در دستگاه زبان دارد- با آنها به زبان مادری صحبت کنیم و آنها را از این حق طبیعی و الهی محروم نکنیم. چرا که زبان، خود زندگی ست.

اشاره: این مطلب پیش تر در سایت فرهنگی-هنری بلوط منتشر شده است

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1392  توسط محمد مرادی نصاری  | 

مطالب قديمي‌تر